شناسه : 2168966


ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه .

وبلاگ موسسه علمی و فرهنگی رهپویان اردکان نوشت :

دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن .
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد .
دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. الان چند ساعته بیدار نشده یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده و خودشو زده به خواب.

 

"این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند.

دوستشون داریم و دوستمون دارند

ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند

بهترین رفتار را با ما می کنند."