شناسه : 16011481


فرض کنیم همین امروز رابطه جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده برقرار شد؛ آیا دولتمردان می‌توانند تعهد کنند که مثلا تا دو سال دیگر، حداقل پنجاه درصد مشکلات مردم در عرصه‌های گوناگون کاهش یابد؟!

طنین خاتم نوشت :

در ماه‌های اخیر تب مذاکره با آمریکا در میان برخی شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای بالاگرفته است، به‌‌گونه‌ای که تداوم و تعمیم مذاکرات به موضوعات فراهسته‌ای و حتی‌الامکان آغاز ارتباط با دولت ایالات متحده را ضامن پیشرفت چشمگیر ایران در عرصه‌های اقتصادی وانمود می‌کنند. اما آیا به واقع ارتباط با آمریکا این‌گونه معجزه‌ می‌کند؟!

بررسی کارشناسانه و تاملی منصفانه نشان می‌دهد که برقراری رابطه با آمریکا به بروز «معجزه اقتصادی» در داخل نخواهد انجامید و رفاه و آسایش‌های «آنچنانی» را هم به دنبال نخواهد داشت. نگاهی «واقع‌بینانه» به اوضاع ناگوار اقتصادی در برخی کشورهای همپیمان ایالات متحده این واقعیت را به خوبی آشکار می‌سازد. به تعبیر رهبر انقلاب؛

«خیلى از کشورها هستند که وابسته‌ به امریکا و مراود با او هستند؛ سران آن‌ها، دوستان امریکا هستند و در آن کشورها، اجازه کم‌ترین اهانتى به امریکا داده نمى‌شود. امریکا، براى آن کشورها چه کار کرد؟ کدام مشکلِ آن‌ها را برطرف کرد؟ کدام نقطه کور زندگى آن‌ها را باز نمود؟ کدام ثروت را روى سرشان ریخت؟ کدام خیر را به طرف آن‌ها سرازیر کرد؟ چرا نسبت به اقتدارات امریکا مرعوب مى‌شوید؟

به‌عکس، آن کشورهایى که درِ خانه را به روى این دزد خائن باز گذاشتند، وارد شد و هرچه بود، برد. اگر اعتبارى داد، براى این داد که با آن اعتبار، به بازارهاى خود او بروند و دولاّ پهنا قیمت را حساب کنند، جنس بخرند، تا کارخانه‌هایش بچرخد. اگر وام داد، براى این داد که با آن وام بروند محصولات خودش یا همپیمانانش را بخرند. اگر سلاح داد، براى این داد که از دشمنان او – نه دشمنان خودشان – با این سلاح دفاع کنند. نمونه‌اش، رژیم گذشته‌ ماست.

این‌طور نیست که اگر امریکا با کشورى بد بود، آن کشور دیگر نتواند در دنیا نفس بکشد، و اگر خوب بود، آن کشور دیگر خیالش آسوده باشد. خود امریکایی‌ها، این‌گونه تبلیغ و وانمود مى‌کنند که اگر کشورى با آن‌ها بد باشد، تمام راه‌ها به روى او بسته خواهد بود. نه، این‌طور نیست.»

این روزها البته رکود اقتصادی و مشکلات متعدد دیگر انکارشدنی نیست؛ اما عده‌ای با چشم ‌بستن بر علت‌های اساسی،‌ حل همه مشکلات را به برقراری ارتباط با آمریکا گره می‌زنند و اذهان را از دلایل واقعی‌ بروز آن‌ها منصرف می‌سازند. این در حالی است که نباید از تاثیر  «سوءمدیریت داخلی» در بروز و استمرار مشکلات گوناگون غافل شد و همه مشکلات را به ارتباط‌نداشتن با آمریکا حواله داد.

چه خوب است برخی صاحبان تریبون و رسانه به جای تحقیر «داشته‌»های ملّی و آرمانی، مطالباتشان را بر اصلاح مدیریت‌های ناکارآمد و سیاست‌زده در داخل متمرکز کنند.

فرض کنیم همین امروز رابطه جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده برقرار شد؛ آیا دولتمردان می‌توانند تعهد کنند که مثلا تا دو سال دیگر، حداقل پنجاه درصد مشکلات مردم در عرصه‌های گوناگون کاهش یابد؟!

تاثیر کارشکنی‌های آمریکا در «تشدیدِ» برخی مشکلات را نمی‌توان انکار کرد؛ اما باید بپذیریم که بخش عمده مشکلات موجود به ویژه در عرصه اقتصادی از «سوء مدیریت»،‌ »بی‌مبالاتی»، «ترجیح منافع کوتاه‌مدت جناحی بر مصالح عالی ملی»، «اولویت ندادن به مسائل اصلی»، «فقدان نظارت‌های قوی»، « نبودِ مجازات‌های قاطع و بازدارنده» و ... سرچشمه می‌گیرد و صاحبان قلم و اندیشه به جای بزرگ‌نمایی نقش آمریکا، باید مسئولان را به تلاشی جهادی برای اصلاح مدیریت‌ها و تسهیل حرکت انقلاب اسلامی در راه تحقق آرمان‌های اصیل انقلاب وادارند؛ آرمان‌هایی که می‌توانند مصالح معنوی و منافع مادی ملت را بهترین وجه تامین کنند.

بی‌گمان برای تحقق آرمان‌های اصیل انقلاب- همان آرمان‌هایی که بهترین فرزندان این ملت در راه آن‌ فدا شده‌اند- به مسئولانی «متعهد» و «متخصص» نیاز است؛

مسئولانی که فارغ از لقلقه زبان، مسئولیت را «امانت»ي از سوی ملت و نظام بدانند، نه فرصتی برای ثروت‌اندوزی‌های محیّرالعقول ؛

مسئولانی که در کنار دفاع از اعدام فوری چند «زورگیر خرده‌پا»،  برخورد قاطع با دانه‌درشت‌ها و آقازادگان را نیز مطالبه و حمایت کنند، نه این‌که احکام قضائی در برخورد با آنان را برنتابند؛

مسئولانی که تنها در یک فرآیند خصوصی‌سازی در زیرمجموعه‌شان «میلیاردها تومان» حق بیت‌ا‌لمال به حاشیه نرود؛

مسئولانی که در کنار برخورداری خود و خانواده‌هاشان از زندگی‌های آن‌چنانی، برای بهبود معیشت و زندگی طبقات متوسط و تهیدست جامعه هم تلاشی ویژه مبذول دارند و به جای زیرسؤال بردن طرح‌هایی چون «هدفمندی یارانه‌ها» و «مسکن مهر»، به اصلاح نواقص آن‌ها و یا ارائه طرح‌های جایگزین اقدام کنند؛ مسئولانی که ... .

و این قصه سر دراز دارد!

نویسنده : مرتضی رضائیان