شناسه : 18321973


در این دو سفر اخیر رئیس دولت یازدهم می‌توان دریافت که علی‌رغم اینکه بارها اذعان نمودند که در پسا برجام نگاهشان به اقتصاد مقاومتی است، اما در عمل خلاف آن محقق شد، زیرا کشور ما بیش از آنکه به کالاهای لوکس و نو از اروپا محتاج باشد، نیازمند نگاه ویژه به تولیدات داخل برای احیای مجدد آن می‌باشد.

وبلاگ یزد دارالعباده نوشت :

با مروری بر شعارهای انتخاباتی حسن روحانی و اعتماد قریب به 18 میلیون ایرانی به ایشان به سادگی می‌توان دریافت که علت انتخاب ایشان فقط و فقط به خاطر شعارهایی بود که در زمان مجاز تبلیغات انتخاباتی سر داد و به نوعی توانست مردم را امیدوار کند که ظرف مدت کوتاهی با کلیدی که در دست دارد می‌تواند مشکلات اقتصادی ایران را حل کند.

اما با گذشت دو سال نیم از انتخاب ایشان نه تنها ثبات اقتصادی بر کشور حاکم نشد بلکه آمار بیکاری، تعطیلی پروژه‌های عمرانی، کارخانه‌ها و حتی رکود اقتصادی بیشتری به خاطر روزانه تصمیم گرفتن تیم اقتصادی دولت کشور را فراگرفته است.

به طور مثال در مورد خروج از رکود از تاریخ 30 فروردین 93 که آقای نوبخت(سخنگوی دولت) گفت در سال 93 از رکود خارج می‌شویم و حسن روحانی در سفر به مشهد مقدس در تاریخ 16 شهریور 93 اعلام کرد ما از رکود عبور کردیم، تا این تاریخ هفده مورد حرف‌های متناقض از کابینه ایشان تحویل ملت شده است و هنوز مشخص نیست که ما بالاخره از رکود عبور کرده‌ایم یا در حال عبوریم یا شاید اصلاً نمی‌توانیم که عبور کنیم!!!

با تمام فراز و نشیب‌هایی که در طول مذاکرات طی کردیم و میلیون‌ها دلار صرف هزینه‌های رفت‌وآمد و خوردوخوراک و اسکان تیم فعال مذاکرات شد و بهای سنگینی به خاطر از دست دادن زیرساخت‌های میلیاردی فردو، اراک، نطنز، 11 تن اورانیوم غنی‌شده پرداخته‌ایم تا فقط به گفته صالحی رئیس انرژی اتمی، 197 تن کیک زرد از روس‌ها تحویل بگیریم و با تمام خوش‌بینی‌هایشان به کدخدا و غربی‌ها، اما هنوز دولت نتوانسته است برگ برنده‌ای از نظر بهبود وضع معیشتی، اشتغال، حمایت از تولیدات داخل، بخش صنعت و معدن، کشاورزی و...... از خود رو کند تا بتوان گفت که مردم نسبت به عملکرد دولت در این دو سال رضایت دارند و فقط به شانتاژ تبلیغاتی به خاطر تعلیق 120 تا 180 روزه تحریم‌ها روی آورده است تا بتواند با مدد گرفتن از این تبلیغات ضعف عملیاتی خود را در بخش اقتصاد بپوشاند.

در این دو سفر اخیر رئیس دولت یازدهم می‌توان دریافت که علی‌رغم اینکه بارها اذعان نمودند که در پسا برجام نگاهشان به اقتصاد مقاومتی است، اما در عمل خلاف آن محقق شد، زیرا کشور ما بیش از آنکه به کالاهای لوکس و نو از اروپا محتاج باشد، نیازمند نگاه ویژه به تولیدات داخل برای احیای مجدد آن می‌باشد.

برای اینکه خارج از عرف قلم نزده باشیم و متهم به تندرو، بی‌سواد، بی شناسنامه و... نشویم قراردادهایی را که در این دو سفر بسته شده است خیلی کوتاه از نظرها می‌گذرانیم تا ملت عزیز ایران بدانند که «کلید دولت تدبیر و امید قفل مشکلات اروپای ورشکسته را باز کرد نه اقتصاد ایران را»!.

بدهی دولت ایتالیا هم‌اکنون بیش از 132 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است و به شدت نیازمند تحرک در اقتصاد خود بودند، اقتصادی که شاکله اصلی آن مبتنی بر بنگاه‌های خرد(میکرو) است و تقریباً 86 درصد ایتالیائی‌ها در این بنگاه‌ها فعالیت دارند.

با این حال حسن روحانی به‌عنوان رئیس جمهور ایران پس از 16 سال به این کشور رفت و با آن‌ها قراردادی معادل 18 میلیارد دلار بست آن‌هم در زیر چکمه‌های شخصی که فاتح ایران بوده است.

اما نوع قراردادهای امضاشده با ایتالیا شامل پروژه‌های متعددی از جمله خطوط لوله نفت تا خطوط راه آهن است. این در حالی است که رئیس جمهور محترم در تاریخ 22 دی‌ماه 94 برای افتتاح فاز 15 و 16 پارس جنوبی که به همت قرارگاه خاتم‌الانبیاء ساخته شده بود به عسلویه رفته و از نزدیک با هنر اقتصاد مقاومتی مواجه شدند و آن را نیز تحسن نمودند. اما چرا باید با ایتالیا قرارداد نفتی ببندیم جای سوال دارد؟

در مورد خطوط ریلی نیز می‌توان این عقد قرارداد را ناقض حرف‌های اقتصاد مقاومتی دولت دانست زیرا در کشور چهار شرکت طراح و ساخت زیرساخت‌های ریلی وجود دارد که به علت شرایط بد اقتصادی الان نیمه تعطیل می‌باشند و از رشد و بالندگی خاصی برخوردار نمی‌باشند.

در مورد بستن قرارداد با دولت فرانسه برای خرید 114 هواپیمای ایرباس، که به همت تلاش 50 روزه رسانه‌های وابسته به دولت به صدر خبرهای روز و اولویت اول مشکلات جامعه تبدیل شده بود، نیز می‌تواند از عدم صداقت دولت در مورد اقتصاد مقاومتی باشد. چون دولت فرانسه در همان شب امضای قراردادها شاهد اعتصابات و آتش زدن اماکن عمومی به خاطر وضعیت بد اقتصادی‌شان بود.

بنده فکر می‌کنم که رئیس دولت شعارهای قبل از انتخاب خودش را کاملاً از یاد برده است. به یک نمونه توجه کنید:

«باید به خودمان متکی شویم و واردات را کم کنیم. عدالت اقتصادی به این معنی است که هر چیزی در جای خودش قرار گیرد، اولین مسئله تولید است. در شرایط امروز به جای اینکه تولید داخل را بیشتر کنیم به واردات روی آورده‌ایم که این بزرگ‌ترین بی‌عدالتی است. شعارهای سیاسی ما با عملکرد اقتصادی ما سازگار نیست، در شعار سیاسی، شعار مقاومت می‌دهیم اما در عمل در بخش اقتصادی مقاومتی در کار نیست».

نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که دولت در تحقق وعده‌های خود نه تنها عزم جدی ندارد بلکه در پاره‌ای از مسائل صداقت هم دیده نمی‌شود.

و تنها کسانی که می‌توانند مسیر دولت را عوض کنند مردم بصیر ایران اسلامی می‌باشند که در انتخابات مجلسین با انتخاب اصلح، مجلسی انقلابی، مؤمن، حافظ استقلال کشور، پیگیر مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی، دل نبسته به غرب و خاصه شیطان بزرگ، پیرو خط امام و گفتمان امام را انتخاب کنند تا پس از آن بتوانیم دولتی را انتخاب کنیم که به پا خاسته از ارزش‌های اسلام ناب و متکی به عزت داخلی و یارو یاور ولایت و غمخوار مردم مستضعف ایران و جهان اسلام باشد.

«باید شما آقایان و همه ملت این نهضت را به همین‌طور که تاکنون آمده است حفظ کنید و این شور و شعف را نگه دارید تا از این مرحله‌ها بگذرید. همه ما در واقع وکلایی که می‌خواهیم بعدها انتخاب کنیم، انتخاب افاضل، انتخاب امنای ملت، انتخاب کسانی که نه چپ‌گرا هستند و نه راست‌گرا، انتخاب اشخاصی که به اسلام ارج می‌گذارند، انتخاب اشخاصی که کشور خودشان را می‌خواهند، انتخاب اشخاصی که نسبت به مصالح اسلام و مسلمین فروگذاری نمی‌کنند.»صحیفه نور جلد6 صفحه 481
نویسنده : یوسف کریمی