شناسه : 17898855


زمانی بود که در محافل ادبی و هنری سخن از تئوری قدیمی هنر برای هنر می شد تا جایی که بسیاری از هنرمندان جهان این تئوری را اصل کارهای خویش قرار داده و مکاتب هنری خاصی از این جمله ویکتور هوگو بوجود آمدند.

وبلاگ جهان هستی نوشت :

اگر بخواهیم در خصوص هنر برای هنر بیشتر بدانیم با یک جستجو در فضای مجازی و یا مطالعه کتب تاریخی هنر می توانیم به اصل این تئوری پی ببریم ، البته در این یادداشت اشاره ی کوتاهی به فلسفه وجودی این تئوری گریزی می زنیم.

ویکتور هوگو شاعر و نویسنده فرانسوی با اثر معروف خود شرقی‌ها (Les Orientales) پایه گذار مکتب هنر برای هنر شد و در واقع وی بود که برای اولین بار این واژه را در دنیای ادبیات مطرح نمود. این باعث شد جوانانی دور ویکتور هوگو جمع بشوند که شعارشان هنر برای هنر باشد و هنر را همچون خدایی میدیدند که باید فقط به خاطر خودش پرستش شود و نباید از آن انتظار سود و منفعت داشت و در راستای هدفی قرار گیرد. آنان هنر و زیبایی را هدف نهایی می‌دانستند که بالاترین هدف هستند و نمی‌توانند وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف دیگر شوند. در راس این جوانان تئوفیل گوتیه بود که پارناس را اینگونه تعریف می‌کرد: «هنر برای هنر به معنی هنری آزاد فارغ از هرگونه نگرانی و دل‌مشغولی بجز زیبایی.» البته شاعر نام‌دار دیگر این مکتب تئودور دو بانویل بود.

در حدود سال ۱۸۶۰ جوانانی بر ضد مکتب رمانتیسم قیام کردند و اینان که تحت تاثیر شعار هنر برای هنر قرار داشتند محافل ادبی برای خود تشکیل دادند که سردمدار اینان لوکنت دو لیل بود. آنها برای بیان افکار خود از میان هنرها قالب ادبی شعر را برگزیدند زیرا از نظر آنان وقتی کلام و فکر به اوج زیبایی برسند در شعر متبلور می‌شوند. زیبایی شعر برای آنها در درجه اول اهمیت قرار داشت و از میان قالب‌های شعری آنها به قصیده‌های چهارده بیتی و ترجیع‌بند علاقه داشتند. در سال‌های ۱۸۶۶ و ۱۸۶۹ و ۱۸۷۶ سه جلد از مجموعه اشعار این شاعران که رفته رفته به نام پارناسین‌ها معروف شدند تحت عنوان «پارناس معاصر» منتشر گردید که مورد استقبال نیز واقع شد. بعد از لوکنت دو لیل نامدارترین شاعر این مکتب ژوزه‌ماریا دو هردیا بود.

لازم است اشاره ای شود به نظریه ای از لئو تولستوی (م. 1910-1828 ) نویسنده شهیر روسی، صاحب کتاب مشهور جنگ و صلح، در کتاب مشهور جهانی او به نام «هنر چیست؟» او در مورد معنی هنر می‌گوید: «معنی هنر نکته‌ای است بس دقیق که قابل تفسیر و تأویل‌های گوناگون است و در واقع از مقوله رازهای ناپیدا و پیدایی است که از هر زبان که می‌شنوی نامکرر است و همین عمق، گستردگی، ظرافت و ابهام مفهوم هنر که در عین پیدایی، ناپیداست موجب شده است که در تاریخ تفکر و تمدن بشری سرگذشت هنر مسیر طولانی و پرفراز و نشیبی را به خود اختصاص دهد و همواره این پرسش را برای اندیشمندان هنرجو مطرح سازد که به‌راستی هنر که از دیرباز و از زمان افلاطون و ارسطو این همه گفت‌وگو را در پیرامون خود برانگیخته چیست. آیا هنر از درون انسان برمی‌خیزد؟ آیا مائده‌ای است آسمانی که از ماورای ابرها بر روح و جان آدمی حلول می‌کند یا نه؟ آیا آمیزه‌ای است از تمامی اینها؟
حال پس از اشاره به معانی مختلف هنر می خواهیم مغوله ای به نام هنر برای جشنواره های خارجی را مورد بررسی قرار دهیم.

هنر برای هنر نظریه ای بی پایه و منطق است
برخی از هنرمندان وطنی ما تا به دیروز نظریه هنر برای هنر را برای خود اصل قرار داده بودند و هنر سفارشی را سخت مورد هجمه قرار می دادند و فقط سخن از هنر برای هنر بود و والسلام ، اما نکته جالب اینجاست که امروز همان عزیزان که شعار هنر برای هنر را برای جامعه هنری ایران دیکته می کردند و رسالت هنر ایرانی را موازی با تئوری هنر برای هنر که به قول دکتر حسین رزمجو، نویسنده توانا، متعهد و پژوهنده فرهنگی کشور ، نظریه ای بی پایه و منطق است ، می دانستند سخت درگیر کارهای  به اصطلاح جشنواره ای هستند.

سوال اینجاست که اگر هنر برای هنر است ، چرا در برهه ای از زمان هنر برای مردم هم مورد هجمه قرار گرفت و عده ای هنر را فقط برای اهل هنر می دانستند و لا غیر ... اگر هنر برای هنر است باز هم یک جای کار سخت می لنگد و آن حضور داعیه داران هنر برای هنر در جشنواره های مختلف خارجی است . بطریقی که بسیاری از آثار هنری علی الخصوص فیلم های سینمایی تولید کشور سر از جشنواره های مختلف و گوناگون خارجی در می آورند.

نیت حضور در جشنواره های خارجی
البته باید اذعان کرد که حضور در این جشنواره ها به خودی خود ایرادی ندارد و اگر با نیت حضور نماینده ایران باشد که چه بهتر اما همین مورد سوالاتی را در پی خواهد داشت . اول اینکه آیا محتوای آثار هنری که نمایندگی ایران کهن را بر عهده دارند لایق این نمایندگی هستن !؟

دوم اینکه آیا این فقط با هدف شرکت در جشنواره است و آشنایی ملل و هنرمندان جهان با هنر و فرهنگ ایرانی ست یا فقط و فقط صرف حضور در جشنواره و فرش قرمز و حاشیه های بعضا بی معنی.

سوم اینکه آیا در نهان و ناخود آگاه خالق آن اثر هنری نیتی مبنی بر این موضوع است که اثری بسازد که مورد توجه داوران جشنواره باشد و والسلام !؟

این ها سوالاتی است که برای هر علاقمند به هنر پیش می آید که برای بنده هم پیش آمده است . البته می خواهم بگویم کاش جواب های بهتری در انتظارم بود ، جواب هایی سرشار از افتخار به هویت و فرهنگ ایرانی اسلامی و فرهنگ کهن وطن اما متاسفانه چنین نیست.

چرا که آثار خلق شده در ایارن که در بسیاری از جشنواره های خارجی شرکت می کنند و حضور دارند به یک نوع جشنواره زدگی دچار شده اند که خالی از هرگونه محتوای مناسب با فرهنگ غنی ایرانی اسلامی هستند . البته نمی خواهم بطور کامل تمام آثار را متوجه چنین نظریه ای نمایم اما با نهایت تاسف باید بگویم اکثرا چنین است .

خطر نفوذ فرهنگی از طریق هنر
در انتها می خواهم اشاره ای بکنم به سخنان حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص نفوذ فرهنگی غرب که خطرش را بسیار جدی تر از نفوذ اقتصادی برشمردند که به واقع چنین است و با نهایت تاسف باید بگویم حضور آثار یاد شده در جشنواره های مختلف خارجی مصداقی بارز بر این موضوع شاید بتواند باشد .
علی جعفری اقدمی خامنه