شناسه : 14782940


امروز بسیاری از پرونده های دادگستری یزد، در رابطه با ربا و زمین و طلاق و اعتیاد است، زمینهایی که عده ای فروخته اند و عده ای خریده اند، که عده ای کلاه بر سر مردم گذاشتند و عده ای برداشتند و در نهایت سر عده ای از مردم هم بی کلاه ماند!

وبلاگ توفان یزد نوشت :

قدرت های پیدا و پنهان حاکم بر یزد!
از باغ دولت آباد شیخ معزالدینی تا مدینه العلم کاظمیه سید کاظم مدرسی!
خان هایی که دوباره به عرصه سیاست و اقتصاد بازگشتند!
پناه می بریم به خدا و سکوت! شب بخیر!
دارایی و اموال اعضای شورای شهر هیچگاه از قبل تا بعد از عضویت در شورای شهر مورد بررسی قرار نگرفته و عملکردهای کاری و اقتصادی و معاملات زمین و خانه بعضی از آنان هیچگاه زیر ذره بین قرار نرفته است!
زمانی که قیر تنی سی هزار تومان بود، وزارت کشور سیصد و پنجاه میلیون تومان وام برای مرمت باغ دولت آباد به شهرداری یزد می دهد، و شورای چهارم، در زمانی که قیمت تنی قیر یک میلیون و دویست هزار تومان بود، با طرحی که شورای سوم مورد موافقت قرار نداده بود، موافقت کرده و به استناد صورتجلسه ای که در دفتر آیت الله ناصری امضاء می شود، طلب شهرداری از باغ دولت آباد را از کیسه خلیفه می بخشد!
باغ دولت آبادی که با قرارداد میلیونی به بخش خصوصی احاره داده شده تا در آن کافی شاپ و پیتزا فروشی ایجاد گردد، و بسیاری از اهالی محروم و نادار محل و منطقه نیز نمی توانند دیگر بداخل آن رفته و از آن استفاده کنند، و هیچکس هم نمی پرسد که شورای شهر چرا و با اجازه کی  و طبق چه قانونی حق مردم یزد را به متولیان باغ دولت آباد می بخشد!؟
سید محمد کاظم مدرسی روحانی نماد بارز اصولگرایی در یزد، طرح ایجاد مدینه العلم کاظمیه  دهها میلیارد تومانی را در نقطه مقابل باغ دولت آباد و اینسوی شهر در کنار دادگستری کنگ میزند، و شورای شهر پس از کش و قوس های فراوان سرانجام با کمک نود میلیون تومانی از ماده 17 به مدیته العلم کاظمیه موافقت می کند!
آیت الله ناصری امام جمعه معزز و نماینده محترم ولی فقیه در یزد، جدا از طرح زمین پنجاه هکتاری که قرار است برای ایجاد حوزه علمیه در آن کلنگ بزنند، برای ساخت مصلی جدید یزد، دست روی زمین بزرگ ترمینال سابق مسافربری یزد گذاشته و شهرداری و شورای شهر یزد نیز بدون درنگ! با تبدیل این محل بزرگی که زمین هایش دارای ارزش افزوده بسیری می باشد به مصلی موافقت می کنند!
مهندس غلامعلی سفید، استاندار اسبق یزد، سالها بدنبال تغییر کاربری دویست هکتار زمین کوره آجرپزی محک است تا بدون دادن سی درصد حق قانونی مردم شهر و شهرداری، آن منطقه را به شعبه دوم جوادالائمه تبدیل نماید. منطقه ای که  زمین هایش در یک روند آشکار و پنهان، ناگهان دچار جهش قیمتی شد!
موسسه کوثر طرح ایجاد باغشهر در دو هزار هکتار زمین را در دستور کار خود قرار می دهد تا خییلی بیشتر از پول فروش زمین دولتی به سرمایه داران جهت تامین پول انتقال آب، شهرداری و دولت برای باغداران جدید هزینه کنند، و در این میان فقط منافع معدودی دلال تامین می گردد!
بافت فرسوده و مرده و قدیمی یزد، همیشه برای عده ای پولساز و پرمنفعت بوده است و هست، نان و نام و پول در مرمت ها و بازسازی ای میلیاردی بوده است، و اینک دوباره تکیه میرچقماق یزد با حمایت و هدایت مرد شماره یک استانداری یزد، در طرح آثارباستانی سازی جدید قرار گرفته، و انرژی و وقت معاونت عمرانی استانداری بجای صرف مسایل کلان استان شدن، معطوف به میرچقماقی که ته آن به عملکرد سابق وی در میراث فرهنگی یزد برمی خورد، می گردد!
شرکت فراز آنسوتر قسمتی از شهر را گرفته و با همراهی شهسواری ها و اویسی ها، باعث افزایش سرسام آور قیمت زمین در منطقه صفائیه می شوند و اینک اویسی که صدف بدون پارکینگ مناسب را در صفائیه ساخته و در صدد ساخت برلیان بدون پارکینگ در خیابان شلوغ دهم فروردین می باشد، مجتمع سپهر خلیج فارس را در اینسوی شهر و در نقطه مقابل بازار بزرگ آنسوی شهرعلم کرده و سهم و منطقه خود از آنسوی شهر به اینسوی شهر می آورد!
خان های متواری و پنهان شده در بعد از انقلاب،  حالا که ارزش ها دوباره تغییر رنگ داده، و شهر آباد و زمینها دارای ارزش افزوده بسیاری شده است دوباره بازگشته اند و به کمک دلالان و گاه اراذل و اوباش درصدد فروش و بازپس گیری زمین های خود می باشند، و در محکمه ها شکایت کرده و با کمک پول و وکلای خبره پیروز و حریف مردم بدبخت هم می شوند!
اینک در این دیار که هر سویش در دست خان و قدرتی هست، چگونه می توان نفس کشید از حق و حقوق مردم گفت و از آن دفاع کرد!؟
مجبوریم یا به عمق قضایا نگاه نکرده و در سطح بمانیم، و یا اعتراض کرده و دچار مشکل شویم و یا به خدا و سکوت پناه ببریم.
انتخاب ساده است و مشکل!
به خدا و سکوت پناه می بریم!
راه و چاره دیگری هم هست!؟
تبصره اول: