شناسه : 19827417


دوازدهم آبان ماه سال ۱۳۴۶ در روستاي ترك آباد اردكان در خانوادة علي اكبري نوزادي به نام محمّد كاظم ديده به جهان گشود. از همان كودكي نشانه هاي نجابت از چهره اش مي باريد.

وبلاگ محبین ثقلین نوشت :

زندگی نامه و وصیت نامه آخرین شهید روستا در جنگ تحمیلی:

 

اطلاعات شخصی شهید:
 
•نام و نام خانوادگی: محمدکاظم‌اکبری‌ترک‌آباد
•نام پدر: علی
•تاریخ تولد: ۱۳۴۶/۰۸/۱۲
•محل تولد: اردکان
•میزان تحصیلات: دوّم‌هنرستان،رشته‌صنایع‌فلز
•محل تحصیل: هنرستان‌شهید‌مطهری‌(ره)اردکان
•وضعیت تاهل: مجرّد
•شغل: محصّل
•نام عملیات: بیت‌المقدّس۴
•تاریخ شهادت: ۱۳۶۷/۰۱/۱۰
•محل شهادت: شاخ‌شمیران
•نحوه شهادت: اصابت‌ترکش‌به‌صورت‌ودست
•محل خاکسپاری: گلزارشهدای‌ترک‌آباد
•سن: ۲۰سال‌و۵ماه
•سمت در جبهه: آرپیجی‌زن
•نام یگان: گردان‌حضرت‌رسول(ص)ازتیپ‌الغدیریزد
•تعداد دفعات شرکت در جبهه: ۳دفعه به مدت ۶ماه‌و۲۶روز
 
زندگی نامه شهيد محمد کاظم اکبری
 
دوازدهم آبان ماه سال ۱۳۴۶ در روستاي ترك آباد اردكان در خانوادة علي اكبري نوزادي به نام محمّد كاظم ديده به جهان گشود. از همان كودكي نشانه هاي نجابت از چهره اش مي باريد. صميمي و دوست داشتني بود. بچّه‌ها او را دوست مي داشتند. محمّد كاظم به كارهاي كشاورزي علاقة خاصي داشت به طوري كه از همان دوران به همراه پدر خود به دشت و صحرا مي‌رفت و تا حدّ توان در كارهاي كشاورزي به پدر خود كمك مي كرد. محمّد كاظم بافتن قالي را كه از كارهاي هنري محسوب مي شد٬ دوست مي‌داشت.در كارهاي دسته جمعي احساس مسئولیّت بيشتري مي كرد. محمّد كاظم تحصیل در مقطع ابتدايي رادر دبستان سلمان و راهنمايي را در مدرسة راهنمايي هجرت زادگاه خود،ترک آباد، به پايان رساند. سپس براي ادامۀتحصيل چون به رشته هاي فني علاقه داشت در هنرستان فني شهيد مطهري اردكان در رشتۀصنايع فلزي ثبت نام كرد.محمّد کاظم در سال سوّم هنرستان تحصیل می کردکه با نوشیدن شربت شهادت ،به رضوان پر کشید. شهيد اكبري سه دفعه بين سال هاي۶۴ الي ۶۷ به جبهه اعزام شد . جمعاً مدت ۶ ماه و ۲۶ روز در جبهه هاي حق عليه باطل شركت فعّال داشت. این شهيد بزرگوار در جبهه با مسئوليّت هاي تك تيرانداز، نيروي ش.م.ر. و آر پي جي زن مشغول انجام وظيفه بود. دهم فروردين ۱۳۶۷ در عمليّات بيت المقدّس ۴ در غرب كشور با اصابت تركش به ناحيه صورت و سر به آرزوي ديرين خود رسيد و شربت شهادت نوشيد و بر سفرة اهل بيت مهمان شد. پيكر پاكش پس از تشييع با شکوه توسط مردم شهيد پرور روستا در گلزار شهداي ترك آباد به خاك سپرده شد. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
 
وصیت نامه شهید بزرگوار
 
بسم الله الرحمن الرحيم
يا ايها الذين امنوا استعينوا بالصبروالصلوه ان الله مع الصابرين و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء لكن لا تشعرون
اي كسانيكه ايمان آورده ايدكمك جوئيدازصبرونمازهماناخداوند با صبركنندگان است و نگوئيد به آنانكه در راه خدا كشته شدند مردگانند بلكه زندگانند وليكن در نمي يابيد
 
با سلام بر مهدي موعود و نايب بر حقش اين پير جماران و با سلام بر تمام اسراء و مفقودين ، اينجانب محمد كاظم اكبري فرزند علي به شماره شناسنامه ۱۰۱۱ متولد سال۱۳۴۶ براي تذكر به خودم و به آنانكه طالب آن هستند وصيت خود را آغاز  مي كنم اميدوارم كه توانسته باشم تا موقعي كه در اين دنياي فاني زود گذر هستم رضاي خدا را نسبت به خود جلب كرده باشم و دين خود را نسبت به اسلام و انقلاب ادا كرده باشم. خدا را شكر مي كنم كه توانستم خود را از هواهاي نفساني بيرون اندازم و به معشوق خود برسم و مردم شهيدپرور ايران بخصوص مردم ترك آباد و يزد ، اميدوارم حالتان چون حال رزمندگان دلير اسلام باشد و قلبتان آكنده از ايمان. وصيت من به دوستانم اين است كه بعد از من راهم را ادامه دهيد و نگذارند كه خون اين شهيدان پايمال شود . وصيت من به مردم ايران اين است كه نگذاريد خون اين شهيدان در چنين موقعيتي پايمال شود و پشت جبهه را خالي كنند و وصيت من به پدر و مادرم و تمام برادارن و خواهران ، اي پدري كه در غم فرزند اولت خم به ابرو نياوردي اميدوارم كه در غم اين فرزند حقيرت نيز افسوس نبري چون من يك امانت بيش نبودم و خدا گلچين است و اي مادر كه در تمام غمهاي تو شريكم اميدوارم كه در طي اين مدت كه برايم زحمت كشيدي و مرا بزرگ كردي مرا عفو كني و مرا ببخشي و اميدوارم كه در عزاي من گريه نكنی و با صبر خود مشت محكمي بر دهان استكبار جهاني بزني و به مادران ديگر صبر و استقامت خود را در مقابل از دست دادن دو فرزند عزيزت را نشان دهي و اي خواهري كه در خانه برايم زحمت كشيدي و همراه و مونس من بودي اميدوارم كه با رعايت كردن حجاب اسلامي خود به دشمنان اسلام بفهماني كه تا خون در رگ ماست ما پيرو اسلام و قرآنيم و با از دست دادن يك فرزند و دو برادر نمي هراسيم و اي برادران كه در تمام طول زندگي مرا ياري كرديد و از من نگهداري نموديد اميدوارم كه خود را در اين عزاي من نبازيد و خود را سر مشق قرار دهي و به تمام برادران شهيد بفهمانيد كه ملت ايران با شهيد دادن زنده تر مي شود و در آخر وصيت خود را به اقوام آغاز مي كنم كه اين است اي اقوامي كه همه شما مرا دوست مي داشتيد و اگر مي خواهيد كه من راضي باشم خود را در عزاي من نبازيد و مانند كوه استوار باشيد چون ما از خدا آمديم و به سوي او باز مي گرديم . و ديگر وصيتي ندارم فقط براي اينكه در خانه هر روز برايم گريه نكنند هر آثاري از من بجا مانده است را از بين ببريد كه جلوي چشم مادر و پدرم نباشد و ديگر چيزي كه دارم يك موتور است و آن هم هر كار كه خودتان مي خواهيد با آن بكنيد.
محمد كاظم اکبری
تاریخ: 1364/11/15