شناسه : 12293982


پیروان اندیشه هنر برای هنر جریانی را جهت‌دهی می‌کنند که می‌گوید هنر بی‌جهت است و اساساً انقلاب و حتی مذهب در حوزه هنر مطرح نیست و مدعیان مذهبی حرفی در زمینه هنر برای گفتن ندارند و باید به مبانی تعریف شده غربی در هر هنری توجه کرد. تحلیل شما از این مساله چیست؟

وبلاگ پابرهنگان نوشت :

گفتگو با محمدصادق کوچک زاده؛ رئیس حوزه هنری استان یزد

رسالت حوزه هنری ابلاغ ارزش‌های انقلاب اسلامی است

مفهوم هنر انقلاب اسلامی چیست و چرا ما یک روز را به این عنوان نامگذاری کرده‌ایم؟

ما در حوزه هنری معتقدیم که اندیشه هنر برای هنر یک انحطاط است و هنر باید جهت داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان یک جریان فکری و فرهنگی از هنر به عنوان یک ابزار برای ابلاغ و تبلیغ آرمان خود استفاده می‌کند. این انقلاب، مفهومی را به هنر اضافه کرد به نام «هنر متعهد» و منظور هم این است که هنرمند هم در فرم و قالب و هم در مضمون و محتوا باید تعهد داشته باشد و تعهد او در قبال حقایق عالم است. هنر ملتزم و متعهد حرکتی است که ما باید به آن اعتقاد داشته باشیم. نمی‌شود جریان هنر رها و یله باشد و یا احیاناً با انگیزه‌های پست و نازل دنبال هنر رفت. این اساس شکل‌گیری جریان حوزه هنری و به تبع آن تولید و ترویج آثار هنری متعالی و هدفمند و به وجود آمدن جریان هنر انقلابی و ارزشی است که شخصیت شاخص این جریان از ابتدای انقلاب، شهید سید مرتضی آوینی بوده است و از همین رو، سالروز شهادت ایشان روز هنر انقلاب اسلامی در تقویم نامگذاری شده است.

پیروان اندیشه هنر برای هنر جریانی را جهت‌دهی می‌کنند که می‌گوید هنر بی‌جهت است و اساساً انقلاب و حتی مذهب در حوزه هنر مطرح نیست و مدعیان مذهبی حرفی در زمینه هنر برای گفتن ندارند و باید به مبانی تعریف شده غربی در هر هنری توجه کرد. تحلیل شما از این مساله چیست؟

نگاهی به جریان هنری معاصر کشور می‌گوید که هم‌زمان با انقلاب اسلامی و حتی از آغاز نهضت اسلامی، انقلابیون از برخی هنرها به عنوان ابزار مبارزه خود استفاده کردند. از انواع و اقسام هنرها از نمایش‌های انتقادی تا سرودها و ادبیات و شعر و... در مسیر اندیشه خودشان استفاده کردند و جریان هنری کم‌کم خط و مشی انقلابی پیدا کرد، هرچند سابقه و تجربه چندانی در مقابل جریان رقیب نداشت. با پیروزی انقلاب اسلامی، بخشی از هنرمندان پای کار انقلاب آمدند که حضور خود را در دهه 60 و 70 نشان دادند. بعد از این جریان در اواسط دهه 70، ما به جایی رسیدیم که دوباره فضا برای همان مدلِ هنرمندان باز شد و خیلی از مرزها شکسته شد و نگرش‌های مختلفی سر بر آوردند. از آن زمان تقابل انقلابیون و روشنفکرها و ملی‌گراها جدی شد. این کشاکش تداوم داشته و قابل انکار هم نیست. نسل انقلابی در حوزه هنری و مجموعه مدیران حوزه هنری به این جمع بندی رسیدند که باید «هنرمند انقلابی» پرورش دهند. لذا با برنامه‌هایی که از همان سال‌ها پیگیری شد، جبهه انقلابی هنرمندان روز به روز تقویت شد. از تعدد و کمیّت‌شان گرفته تا محصولات تولیدی و گرفتن فضاهای مختلف فرهنگی و هنری و این طیف از هنرمندان نشان دادند که استعدادهای فراوانی در بین آنها وجود دارد. در همین استان یزد هم نمونه‌هایش هست. الان داریم می‌بینیم که جریان انقلابی در حوزه هنر، هم به لحاظ تولید و هم به لحاظ توزیع، وضعیت رو به رشد و امیدوار کننده‌ای دارد. در محصولات ادبی و رمان و داستان حوزه هنری که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، برخی آثار هست که تا تیراژ 800 هزار تا نیز چاپ و توزیع شده است. من می‌خواهم این نکته را بگویم که جریان انقلابی به لحاظ ریشه‌دار بودنش، موضوعات بکر و ناب و مخاطب پسند زیادی دارد. اما می‌بینیم که برعکس، جریان مقابل مدام در حال کپی کردن و استفاده کلیشه‌ای از شعارها و مبانی پوسیده غربی خود است که امروزه خودشان هم دیگر به آن اعتقاد ندارند و حتی فرهنگ عمومی جامعه هم با آنها مخالفت می‌کند. این روزها صحبت از شهید آوینی است. آوینی نشان داد که ما مدل برای تولید محصول هنری انقلابی و ارزشی داریم. آثار آوینی هنوز بعد از بیست سال زنده است و با برخی آثار فعلی مستند رقابت می‌کند. در حوزه ادبیات نیز همین طور. هنرمندان انقلابی ما نشان داده‌اند که ما شعر انقلابی و ادبیات پایداری داریم. این‌ها تولیدات انقلاب اسلامی در عرصه هنر است. ما هم در مضمون و هم در مدل، تولید داریم و حرکت‌مان رو به جلو است.

به نظرتان این محدودیت نیست که حوزه هنری صرفاً بر موضوعات پیرامون انقلاب اسلامی پرداخته و با طیف خاصی از هنرمندان سر و کار داشته باشد؟

حوزه هنری دو رسالت جدی و اصلی برای خودش تعریف کرده: یکی ابلاغ ارزش‌های انقلاب اسلامی و دیگری رفع موانعِ پیش‌روی انقلاب در حوزه فرهنگی و هنری. این دو رسالت منجر می‌شود که اسلام ناب محمدی در جامعه مستقر شود و این‌ها هدف کلی ما است. ضمن اینکه باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که توقع انقلاب از هنر و هنرمند مبتنی بر نگاه زیباشناختی در زمینه هنر است. یعنی کار حرفه‌ای و اثرگذار و استاندارد. توقع زیادی هم نیست. و اگر این‌چنین نباشد، ما اساساً با یک هنرمند رو در رو نیستیم. به عنوان یک مصداق، در همه دنیا به جنگ به عنوان یک مقوله مهم و نقطه عطف نگاه می‌شود. ملت‌های مختلف نگاه خاصی به جنگ‌های‌شان داشته‌اند و آثار هنری گوناگونی با موضوع جنگ‌ها خلق کرده‌اند. توقع انقلاب اسلامی از هنرمند ایرانی این است که این هشت سال برایش پررنگ باشد. جنگ ما دریایی از سوژه و موضوع برای خلق اثر هنری است که هم برای اصلاح و اثرگذاری مثبت در جامعه خودمان مفید است و هم برای صدور به جوامع دیگر. ما در این حوزه تولید محصول می‌کنیم. مخاطب‌مان هم هنرمندی است که پای این رسالت بیاید. هم مضمون را درست درک کند و هم محصولش مبتنی بر زیباشناختی هنری باشد. حالا اینکه توفیقات حوزه هنری چقدر فراز و نشیب داشته بحث دیگری است، اما مهم این است که مسیر حرکت همین مسیر است. خطوط قرمز ما خطوط قرمزهای نظام است. هنرمندی که با ما تعامل دارد باید قانون اساسی را قبول داشته باشد و به انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن باور داشته باشد.

به همین دلیل هم حوزه هنری به کار در محدوده ایران اکتفا نکرده است؟

 بله. به اعتقاد ما انقلاب اسلامی محدود به جغرافیای ایران نیست و هنر انقلابی هم محدود به جغرافیای ایران نمی‌شود. بر همین اساس هم حوزه هنری خود را محدود به جمهوری اسلامی ایران نمی‌داند و در جاهای مختلفی که جا برای کار هست، اثرگذاری می‌کند. مدیران و هنرمندان حوزه، رسالت خود را صدور ارزش‌های انقلاب اسلامی در قالب هنر دانسته است. برای همین، حوزه الان در افغانستان، عراق، لبنان، پاکستان، سوریه، هندوستان و حتی در برخی کشورهای اروپایی و... کار می‌کند. حقیقتاً برای حوزه، جریان فکری انقلاب اسلامی محل بحث است نه جغرافیای ایران. البته نه به این معنا که ایران برای حوزه هنری مهم نباشد و این سوءتفاهم نشود! منظور این است که حوزه مرز جغرافیایی برای خود تعریف نکرده است. لذا می‌بینیم که هفته‌ای نیست که مهمان خارجی از کشورهای مختلف اعم از هنرمند و اهالی فرهنگ در حوزه هنری رفت و آمد نداشته باشند.

این را ما در قالب نشست‌های مختلف ادبی و هنری در خارج از کشور و یا با موضوع کشورهای خارجی در داخل ایران از سوی حوزه هنری دیده‌ایم.

بله، این برنامه‌ها مرتب در طول سال در حال اجرا است. مخصوصاً در حوزه طنز و ادبیات که اساتید حوزه هنری به کشورهای مختلف رفت و آمد دارند یا در حوزه هنرهای تصویری هنرمندان حوزه در افغانستان و عراق و سوریه و حتی بوسنی و هرزگوین حضور دارند و در بیشتر جنگ‌هایی که یک طرفش جبهه اسلام و حامیان انقلاب اسلامی باشد، مستندسازان حوزه هنری حضور فعال داشته و دارند که آخرین مورد، شهید باغیانی، مستندساز جوانی بود که در سوریه به شهادت رسید. لذا در حوزه هنری فضا، فضای جهادی است.

به اعتقاد بسیاری از متفکرین انقلاب، بهترین راه صدور انقلاب، راه هنر است. با این نگاه می‌توان حوزه هنری را از استراتژیک‌ترین مراکز جمهوری اسلامی محسوب کرد. الان توقعی که از حوزه هنری با این تفکر می‌رود، برآورده شده و اصلاً حوزه هنری چقدر موفق بوده است؟

اشاره کردم که توقع انقلاب از هنر و هنرمند و دستگاه هنری یک توقع زورگویانه و زیاده‌خواهانه نیست. باید انگیزه‌ها و اراده‌ها اصلاح شود تا انقلاب اسلامی گسترش یابد. انگیزه و روحیه در حوزه هنری جهادی است، اما اگر انقلاب اسلامی توقعی از هنر و هنرمند دارد، مبتنی بر همان الگوی زیباشناختی است. یعنی توقع هم توقع زیبایی است. تاکنون هم حضرت آقا جریانی را ترسیم کرده‌اند که انگیزه‌های درونی مدیران و هنرمندان شکوفا شود و پای کار بیایند. حوزه هنری تا جایی که توانسته، انگیزه‌های نیروها و هنرمندانش را پای کار موضوع آورده است. موفقیت هم نسبی بوده است و ما هنوز عقب هستیم. ضمن اینکه تهاجم دشمن خیلی گسترده و زیاد است. ما هنوز در عرصه رسانه و رساندن مفهوم‌مان به مخاطب دچار ضعف هستیم یا در عرصه تولید مشکلات فراوانی داریم. اما اندازه بضاعت خودمان کار می‌کنیم. مسلّم است که نتوانسته‌ایم مطالبات رهبر معظم انقلاب را به طور کامل محقق کنیم، اما با این حال ایشان از حوزه هنری تفقدهای فراوانی کرده‌اند. مخصوصاً در حوزه ادبیات پایداری. واقعیت این است که نظام و رهبری در بحث هنر روی حوزه هنری حساب کرده است. اما توقعات رهبری و نظام هیچ‌کدام تحکمی نیست. وجدانی است و تکلیفی بر دوش ما در حوزه هنری است. ما هم در توان خودمان مشغول کار هستیم و به آینده امید داریم.