شناسه : 10533642


انتقاد و فضای باز برای اظهار نظر منتقدین یکی از ملزومات اساسی برای پیشرفت و اصلاح رفتار جامعه و حاکمان است. به خصوص در نظام جمهوری اسلامی ایران که مسئولینش باید به فرمایش امیرالمومنین اقتدا کرده و خود را بی‌نیاز از راهنمایی مردم ندانند. بعد از انقلاب اسلامی دولت‌هایی آمده و رفته‌اند و همیشه همه دولت‌ها در ابتدای کار خود دم از انتقادپذیری و استقبال از نظر منتقدین و مخالفین خود زده‌اند. اما شاخص، عمل است نه حرف.

وبلاگ پابرهنگان نوشت :

با جستجویی در اینترنت می‌توان وعده‌ها و شعارهای حسن روحانی درباره نقد و انتقادپذیری را به راحتی مشاهده کرد. ایشان در کوران تبلیغات انتخاباتی خود به تناوب در این باره صحبت کرده و گفته‌اند: «به نظر بنده حتی نقد و نظر مخالف نیز نعمت است.» یا «عدالت یعنی ... هر کسی بتواند انتقاد و حرف خود را بزند که چنین جامعه‌ای، جامعه علوی خواهد بود.» و «نقد می‌تواند موجب تصحیح خطا و اشتباه دولت شود، نقد حق و وظیفه مردم است و همه دولت‌ها به خصوص دولت تدبیر و امید از نقد استقبال می‌کنند.»

اما با گذشت یک سال از آغاز به کار دولت یازدهم، آنچه که مردم در عمل دیده و شنیده‌اند تفاوت زیادی با گفته‌های رییس جمهور در قبل از انتخابات دارد.

در اوایل کار، توقیف نشریه یالثارات و تهدید و تذکر به روزنامه وطن امروز و هفته‌نامه 9 دی به جرم انتقاد از دولت، حتی تعجب و واکنش برخی از حامیان دولت را نیز در پی داشت. با این حال شاید در آن روزها کسی رفتار «منتقد پرورانه» رییس جمهور و دولتش را در آینده‌ای نه چندان دور پیش بینی نمی‌کرد، اما برخوردهای ناپسند دولت با منتقدین، در جریان انتقاد علیه توافقنامه ژنو از همان وقت اوج گرفت.

بی‌محلی مسئولین دولتی به ابهامات توافقنامه، بسیاری را به انتقاد کشانده بود که نیمه بهمن ماه سال 92 اظهار نظری عجیب و بی سابقه از سوی رییس جمهور، جامعه را بهت زده کرد. وی با حمله به منتقدین توافقنامه ژنو، آنها را «کم سواد»هایی خواند که از جاهایی پول می‌گیرند تا انتقاد کنند! حسن روحانی در ادامه تحقیر منتقدین خود، به سایت‌های منتقد دولت نیز تاخت و تنها پس از گذشت چند ساعت از انتقاد یک سایت اصولگرا به سیاست‌های دولت، در جلسه هیات دولت این رسانه‌ها را افراطی خواند و با لحنی تند از آنها گلایه کرد!

اما رییس جمهور را سایر همکارانش نیز در این عرصه یاری می‌کرده اند و در پرده دیگری، اسحاق جهانگیری نیز منتقدین ژنو را «حسود» خواند و پازل برخوردهای تند دولت را تکمیل کرد.

متاسفانه این روند در نشست وین از سوی ظریف، وزیر امور خارجه نیز تکرار شد و وی حرف‌های برخی رسانه‌های داخلی را نامربوط و «حرف مفتی» نامید که نباید به آنها اهمیتی داد! حال، شکایت دبیرخانه شورای امنیت ملی از امثال حسین قدیانی و سیدمحمود نبویان و ... به بهانه انتقاد از توافق ژنو را هم به اینها بیفزایید.

اما اوایل سال 93 حسن روحانی برای انتقاد کردن، یک قید گذاشت و از منتقدین خواست با «شناسنامه» حرف بزنند! که مجددا التهابی در جامعه بوجود آورد. این التهاب بوجود آمده از سخنان تند رییس جمهور علیه منتقدین در حال فرونشستن بود که یک ماه بعد، روحانی منتقدین خود را عده‌ای «بیکار» و «متوهم» و «دین‌نشناس» خواند که اقلیتی عصرحجری‌اند و می‌خواهند امید مردم را کم‌رنگ کنند.

بعد از این، شاید برای بسیاری، لحن رییس جمور در خطاب با منتقدین در حال عادی شدن بود که مردادماه، غلظت سخنان گازانبری حسن روحانی در مورد منتقدین مذاکرات هسته‌ای به اوج خود رسید و او با حالتی عصبی و خشمگین، منتقدین را عده‌ای «بزدل» و «ترسو» نامید که البته باید بروند به جهنم! این برخورد تند و عجیب رییس جمهور حتی به تذکر رهبر معظم انقلاب نیز منجر شد و ایشان در دیدار با کارکنان نیروی هوایی خواستار شرح صدر دولت در برابر منتقدین شدند.

اما این تذکرات موجب تصحیح رفتار رییس جمهور نشد و در آخرین مورد، با اعطای لقب «تازه به دوران رسیده‌ها» به منتقدین خود، نشان داد که همچنان مُصر بر تحقیر و توهین به کسانی است که نسبت به دولتش انتقاد دارند. این در حالی بود که در روز 16 آذر، سخنرانی‌های زیادی از شخصیت‌های اصولگرا و منتقد دولت در دانشگاه‌ها لغو شد و تریبون روز دانشجو در اختیار عده‌ای از حامیان دولت و فتنه‌گران قرار گرفت، تا فضای برخی دانشگاه‌ها به تشنج کشیده شود و کسی فرصت سخن گفتن بر خلاف خواسته‌ها و سیاست‌های دولت یازدهم را نیابد.

حال آیا با این اوصاف می‌توان قول و فعل دولت را در زمینه نقدپذیری منطبق دانست؟! بدیهی است که پاسخ منفی خواهد بود. آنچه که می‌توان از این رفتار دولت برداشت کرد این است که رییس جمهور در برابر وعده‌هایی که در دوران انتخابات به مردم داده، (به خصوص حل مشکلات اقتصادی) نتوانسته اقدام موثری انجام دهد.

متاسفانه علی‌رغم تذکرات رهبر معظم انقلاب و سایر دلسوزان نظام مبنی بر اتکا به قدرت درونی کشور برای حل مشکلات، دکتر روحانی بیشتر تمرکز خود و دولتش را بر روی رفع تحریم‌ها و تلاش برای انعقاد یک توافق به اصلاح برد-برد با غرب مستکبر قرار داد و البته قابل پیش‌بینی بود که دشمن قسم‌خورده جمهوری اسلامی هرگز تن به توافقی که به نفع ما باشد، نخواهد داد. امروز مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نه تنها حل نشده، بلکه رکود شدید اقتصادی و ثبات گرانی‌ها و افزایش قیمت در بسیاری از کالاها موجب نارضایتی مردم نیز شده است. از سوی دیگر، تیرِ تحرکات برخی افراطیون نفوذی در دولت، برای احیای جریان فتنه به سنگ خورده و آنها نیز از وضعیت موجود راضی نیستند.

بنا بر این طبیعی است که رییس جمهور و دولتش در این شرایط تحت فشار روانی قرار گرفته و بر خلاف شعارهای دهان‌پرکن خود، تحمل انتقادات را نیز نداشته باشند. این در حالی است که دو دولت قبل، یعنی دولت اصلاحات و عدالت، کارنامه خوبی در زمینه برخورد با منتقدین خود به جا گذاشتند و باید از این لحاظ، دولت حسن روحانی را به دولت اکبر هاشمی رفسنجانی تشبیه کرد که وضعیت خفقان‌گونه‌ای در آن سال‌ها به وجود آورده بود.

از آن جا که درصد زیادی از انتقادات، برملا کننده ضعف دولت و مسئولین منصوب شده در امور اجرایی کشور و آگاه کننده مردم از این ضعف است و دولت نمی‌خواهد این ماجرا اتفاق بیفتد، پس باید تیغ تیز منتقدین را به نحوی کُند کرد. لذا مشاهده این رفتار ناپسند دولتی‌ها این حدس را در اذهان می‌پروراند که دولت قصد دارد با نصب انواع برچسب‌های غیر اخلاقی به منتقدین خود، هزینه انتقاد کردن را به جایی برساند که دیگر کسی جرات انتقاد کردن(بخوانید آگاه‌سازی مردم) نداشته باشد و این گزاره را نهادینه کند که «انتقاد به دولت = افراطی‌گری و بی سوادی و بزدلی و...».

امید دولت و رییس جمهور به این است که شاید با این رفتار، بخشی از منتقدین از ادامه انتقاد خود صرف‌نظر کنند تا از زیر فشار روانی خلاصی یابند، اما هنوز نفهمیده‌اند که این رویه، موجب کشانده شدن برخی حامیان دولت به جرگه منتقدین نیز شده است.

به هر حال حسن روحانی نمره منفی زیادی در برخورد با منتقدین خود گرفته است، باید دید دریافت این نمره منفی‌ها متوقف می‌شود یا قرار است همچنان تداوم داشته باشد؟!