شناسه : 2472749


تا چند روز دیگر بهار مهمان ماست یاشاید ما مهمان بهاریم زیرا: بسی تیر ومرداد واردیبهشت /بیاید که ما خاک باشیم وخشت

وبلاگ درکوچه های آشتی کنان نوشت :

او میرود ومیآید وما میرویم ونمی آییم .فرصت تماشا اندک است وبهره ما از چمن دهر کوتاه.چه باید کرد ؟هیچ .شکر خدا،همین واژه ای که در گفتگوی روزمره ما تکرار میشود اما به چه معنی ؟به معنی سپاس وتسبیح وهمراه شدن با همه ی ذرات عالم .ما دربرابر عظمت هستی واسرار ازلی چه میتوانیم کرد جز خضوع وفروتنی ودعا.ما چه می دانیم در پشت پرده چه خبر است ؟ماییم وپرسشهای بی نهایت وپاسخهای محدود .ماییم و"وماادراک" های تحیر برانگیز قرآن .جز به فرمان بودن چاره نیست ،البته مختاریم که هیچ به فرمان نباشیم وخدارا تسبیح نکنیم وقطره باشیم بی اتصال به دریا!اما یادمان باشد این نیستی است.

همه هستی زیباست تاما چگونه نگرشی داشته باشیم وهمه کاینات شگفت است اگر بیندیشیم وبهار اسراریست شور انگیز اگر اندیشه کنیم.

آفرینش همه تنبیه خداوند ِدل است /   دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان چمن می گویند /  آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار(سعدی)

اینک که نفس باد صبا مشک فشان میگردد وگل دفتر اسرار خداوند می گشاید واز خاک تیره سبزه وریحان بر میخیزد وجلوه ای کوچک از رستاخیز بزرگ جلوه گر میشود خوب است جور دیگر بنگریم ودرس بیاموزیم ودر تحول روزگار خود را متحول کنیم.به نظر میرسد نه تنها در این هنگامه سبز طبیعت بلکه همیشه وهرجا باید آنسوی اتفاقات ورویدادهارا بنگریم وتحلیل کنیم !

براستی پشت این همه شگفتی چیست ؟

آنکه پر نقش زد این دایره ی مینایی  /کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

پشت پرده خبرهاست !

حالی درون پرده بسی فتنه میرود /  تاآن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند.آه

ای خدای بهار آفرین ومهربان تو میدانی که چقدر دوستت داریم،چقدر ترا عاشقیم !

هرکس به تماشایی رفته است به صحرایی /  ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی./ کاش بویی از گلشن اسرارت به ما می رسید تا چون گل ،پیرهن می دریدیم وچون بلبل نغمه دلنشینمان در چمن طنین داشت :

به گل و بلبل اگر باد نه بوی تو رساند/  این چرا جامه دران آمد واین نعره زنان.؟...راستی اندیشیده اید که چه درسهایی می توان از بهار آموخت؟اینها به نظر من آمده است تا شما چگونه برداشت کنید:

1/گره گشایی:که شاعر گوید :

چوغنچه گر چه فرو بستگی ست کار جهان /تو همچو باد بهاری گره گشا می باش

2/خضوع:دربهاران کی شود سرسبز، سنگ /  خاک شو تا گل برآید رنگ رنگ

3/شکفتن وسرسبزی وجوان شدن 4/خانه تکانی  5/غنیمت شمردن فرصت ها با آگاهی از محدودیت بهار:نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی/ که بسی گل بدمد باز وتو در گل باش

6 :تفکر در صنع خدا:اینهمه نقش ِعجب بر در ودیوار وجود // هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار

7گل بود ن نه خار :هرگز فکر کرده اید که چرا گل عزیز ومحترم است؟ زیرا طراوت دارد ،زیبایی دارد ،لطیف و دل آراست ،تازگی وصفا دارد،رنگ وبوی دل انگیز دارد ،لبخند دارد وروی خوش ،دفتر اسرار دوست است وپیام رسان محبت.

گل شاهکار خدای زیبایی هاست وتبلور نشاط وهم زمینه ساز  برگ وبار ومیوه .وسرشار از امید ونوید.وبا وجود همه ی اینها دریغ که عمرش کوتاه است

8:آشتی ها بافطرت وخویشاوندان 9:دروس عرفان وخدا شناسی10:گشاده دستی وایثار:گل افشانی درختان وچمن ها وبخشیدن میوه ها وبرگ وبارها وسایه سارها.11:اعتدال :هوایی فرحبخش داشتن که نه سرد است ونه گرم وهمه خاطر ها را می نوازد ودلها را نوازش می دهد.12عشق ومستی که در احوال مرغان چمن پیداست 13 :راز زندگی :که همان شکفتن وبازبان سبز پند گفتن است14:پاکی درون وبرون /15 مدام نوشدن/16 معطر بودن ......اری سخن اندر این مقوله بسیار است وبرداشت های من اندک .امیدوارم خدای محول الحول والاحوال، مارا احسن الحال نصیب فرماید وتوفیق بندگی عنایت کند تا دگر شویم ودگر سازیم وهرلحظه از روزگار عبرت گیریم.
چه زیباست همراه بهار، کینه ها را بزداییم وگل بکاریم وگل باشیم و عطر بوی محبتمان محفلها بیاراید  وچون بلبلان ترنم عاشقی  برآریم ودل بدست آریم ویادمان باشد گلِ سر سبد آفرینش ما انسانها هستیم نه این گلها که همین پنج روز و شش باشند.بدرود