شناسه : 11046540


اینک در هنگامه تشدید جنگ روانی اهریمنان، با خود بیندیشیم که در نبرد بین حق و باطل، در کدام سو ایستاده‌ایم و با گفتار و رفتارمان کدام جبهه را تقویت می‌کنیم؛ حضور آگاهانه در صحنه، کم‌ترین ادای دین است به آن‌همه ایثار و جان‌فشانی...

به گذشته می‌اندیشم؛ گذشته‌های دور و گذشته‌های نزدیک. به فراز و نشیب‌ها از صدر اسلام تاکنون.

 بعثت، شعب‌ ابی‌طالب، لیله‌المبیت، مسجد کوفه، کربلا و ... .

دوران غیبت، جان‌فشانی‌ها در راه اعتلای دین، مشروطه، شیخ فضل‌الله، چوبه دار، مدرّس...

نهضت خمینی، تبعید، ترکیه، عراق، نوفل‌لوشاتو....

15خرداد، 17شهریور، حکومت نظامی، نواب، اندرزگو، غفاری،سعیدی، ساواک، شکنجه، اعدام، بهشت زهرا ...

پیروزی انقلاب آسان به دست نیامده و 36 سال استمرار آن نیز سهل نبوده است.

چه بسیار خون‌های مطهری که بر زمین‌ها ریخته شد تا نهال انقلاب ریشه گستراند و به درختی تنومند بدل گردید.

چه بسیار بزرگانی که فدا شدند تا پرچم اسلام و انقلاب در اهتزار بماند؛

چه بسیار بدن‌های نازنینی که به جرم پاسداری از شرافت و آرمان من و تو، زنده‌زنده در آتش کینه منافقین سوختند؛

چه بسیار خانواده‌هایی که به عشق دین و انقلاب، همه هستی خود را در طبق اخلاص گذاشتند؛

چه بسیار پدرانی که در راه پاسداری از عزت من و تو، حسرت دیدن دوباره فرزند دلبندشان را با خود به آسمان‌ها بردند؛

چه بسیار جوانان برومند امروز که هیچ‌گاه پدرانشان را زیارت نکردند؛ پدرانی که همچون من و تو دل‌هاشان به عشق فرزند و خانواده می‌تپید، اما فرمان امام‌شان در پاسداری از اسلام و انقلاب را بر همه دلدادگی‌ها ترجیح دادند؛

چه بسیار مادرانی که سال‌های سال چشم به در دوخته بودند، تا شاید خبری از پاره‌های تنشان بیاید؛ و آن‌گاه که خبر آمد، خبری بود از جنس تکه‌ استخوانی جامانده و پلاکی به یادگار از پاره‌ تنشان؛

چه بسیار نوجوانان و جوانان برومندی که در راه دفاع از دین و انقلاب‌ اسلامی‌، عاشقانه به جبهه‌ها ‌شتافتند و همواره خود را بدهکار انقلاب ‌دانستند؛

 

 

کم‌ نبودند امثال حاج‌بخشی‌ها که پاره‌تنشان در برابر دیدگانشان زنده‌زنده سوختند، تا دین و ناموس من و تو از گزند دشمن در امان بماند؛

کم نبودند مردان مردی که با پیکرهای مطهرشان، میادین مین‌گشودند تا همرزمانشان سینه خصم را بشکافند و دست او را از انقلاب و میهنمان دور سازند؛

کم نبودند مادرانی که تفنگ فرزند شهیدشان را بی‌درنگ به دست فرزند دیگر دادند تا اسلحه شهیدشان برای لحظه‌ای بر زمین نماند؛

کم نبودند مادرانی که چند شهید تقدیم انقلاب کردند و اما هیچ‌گاه ذره‌‌ای طلب دین از این انقلاب نکردند که هیچ؛ همواره خود را بدهکار می‌دانستند و شرمنده از ناتوانی در ادای دین!

 

چه بسیار آزادگانی که سال‌ها شکنجه‌ در سیاه‌چال‌های رژیم بعثی را به عشق انقلاب و امامشان تحمل کردند؛ اما حسرت یک آخ را بر دل صدامیان گذاشتند؛

چه بسیار جانبازانی که بالاترین مراتب ایثار و ازخودگذشتگی را در راه پاسداری از آرمان انقلاب و همرزمانشان، معنایی دوباره بخشیدند؛

چه بسیار خون‌های پاکی که در سال‌های پس از جنگ تحمیلی نیز، در راه دفاع از عزت و شرافت من و تو بر زمین ریخته شدند؛

چه انسان‌های والاتباری که در راه دفاع از کیان اسلامی، مرزهای جغرافیایی را در نوردیدند و از ذبح شدن به دست ایادی شیطان واهمه‌ای به دل راه ندادند؛

چه بسیار اسکندری‌ها، تقوی‌ها، و الله‌دادی‌ها که با اهدای جان خود، پاسداری از دین و مکتب را به ما آموختند و هماره مغضوب «جمل‌آنلاین‌»‌ها بوده‌اند؛

 

و اینک در هنگامه تشدید جنگ روانی اهریمنان، با نگاهی بصیرانه با خود بیندیشیم که در نبرد بین حق و باطل، در کدام سو ایستاده‌ایم و با گفتار و رفتارمان کدام جبهه را تقویت می‌کنیم؛ 

 

 

خوشا به حال آنانی که سره را از ناسره تمییز می‌دهند، و عربده‌های دشمن زبون را همواره با سیلی حضور آگاهانه پاسخ می‌دهند؛ حضوری که در برابر جانفشانی‌های پاره‌های تن ملت، کم‌ترین جلوه‌های ادای دین به شمار می‌آيد....

 

نویسنده: فائزه شورکی