شناسه : 17188699


16 آذر نام روزی شد که استکبار خود را در برابر آگاهی عمیق و بصیرت چند جوان دانشجو به معنای واقعی کلمه «ناتوان» دید و زبونانه راه «حذف» مخالف را برگزید.

وبلاگ یزددارالعباده نوشت :

همیشه همین طوری است. یادها و یادآوری ها را گذاشته ایم تا یادمان نرود اصل و اساس یک مناسبت، دقیقاً چه رویدادی بوده است.
دقیقا چه حادثه ای و چه رخدادی باعث شد تا آن روز شکل گرفتن آن مناسبت، به یادماندنی و مندرج در تاریخ شود. این صفحات تاریخ را که ورق بزنی پر است از همین مناسبت ها. ریز و درشت. وسیع و کوچک. و شیرین و تلخ.
نگاهی بیندازیم به تاریخچه ی تاریخ نگاری و فعالیتهای مورخان در طول تاریخ. همه حاکی از آن است که مناسبت ها، بر اساس یک رویداد شاخص که مشخصا در آن روز اتفاق افتاده است تا سالیان سال و بلکه تا همیشه "یاد"داشت می شوند و یادداشت حاضر تلاشی است برای بازخوانی آن رویداد.
البته این یادداشت هدف دومی را هم بدنبال خواهد داشت. اساسا در پس هر یادآوری یک هدف عقلایی وجود دارد: زنده نگاه داشتن اهدافی که در آن رویداد تاریخی منجر به یادماندنی شدن و اصطلاحاً تاریخی شدن آن می شود.
قطعا می دانید از چه حرف می زنم و چه هدفی دارم. هدف از این یادداشت، یاد"داشت" رویداد و هدفی است که دانشجویانی از جنس "انقلاب" و "تحول" آن را رقم زدند. آن هم دقیق 62 سال قبل! واضح تر بگویم: حدوداً 25 سال قبل تر از انقلاب سراسری و اسلامی مردم ایران.
در این واقعه آنچنان هدف بزرگی دنبال شد که تا سالهای سال و با حادث شدن بسیاری اتفاقات کوچک و بزرگ دیگر این حادثه، از یادها نرفت و همچنان هدف آن جوانان با اراده و محکم در خاطرها مانده است. هدف بزرگی که مانند همه رویدادهای تاریخ گاه دستخوش انحراف و تحریف شده است. از اینروست که بازخوانی این دست حوادث کمک می کند به نسل ما که حقیقت ماجرا را در حافظه امان ثبت کنیم و نه آن چه را که برخی حقیقت می پندارند.
حقیقت بسیار واضح است. حقیقت ماجرا این است:
در دورانی که حکومت این کشور عزیز در دست شاهی سرسپرده و ابزار شده در دست بیگانگانی غیر از صاحبان اصلی کشور بود، درست در زمانی که نماینده ای از طرف اربابان این حاکم نالایق جهت پیگیری اهداف مغرورانه و استعمارانه تیمش، پا به این کشور می گذاشت، دانشجویانی از جنس "عزت نفس" و "آگاهی" و با روحیاتی انقلابی و آرمانخواهانه، این نمایش سرسپردگی و ابزاری بودن را از جانب حاکم نالایق کشور برنتافتند و با شجاعت دست به اعتراض زدند.
زنده باد این روحیه! روحیه ای که از همان لحظات اول روحیه "استکبار ستیزی" و "استقلال طلبی" نامیده شد. آن دانشجویان آگاه نمی خواستند مردم خود را بازی خورده دست کودتاچیان مستکبری ببینند که همه چیز را مال خود می خواستند. آمریکایی ها دولتی را که مردم انتخاب کرده بودند با فریبکارانه ترین و مداخله جویانه ترین رفتارها، پایین کشیدند و میدانداری را به آن کسانی که خود می خواستند سپردند و نه آن کسانی که اراده مردم بر آنان تعلق گرفته بود. آن دانشجویان همین را برنتافتند و با تحرک و افراشتگی، سایر مردم را نیز متوجه چنین حیله هایی از جانب خبیث ترین افراد زمان خود کردند.
16 آذر نام روزی شد که استکبار خود را در برابر آگاهی عمیق و بصیرت چند جوان دانشجو به معنای واقعی کلمه "ناتوان" دید و زبونانه راه "حذف" مخالف را برگزید.
حالا با گذشت بیش از 62 زمستان از آن حادثه، به این می اندیشم که دانشجو بایسته است چنین باشد. آگاه و آگاهی دهنده. بیدار و بیدار کننده. روشن و روشنی بخش.دانشجو باید بداند اطرافش چه می گذرد. حوادث را عمیقا درک کند و تحلیل صحیحی از پیرامون خود داشته باشد و با درک حقیقت، شجاعانه آنرا ابراز کند و عامه جامعه را نیز متوجه و متنبه کند.
صد البته فرق است میان جنجال و روشنگری. فرق است میان "قیام ناشی از حقیقت خواهی و تزریق آن به افکار جامعه" و "برهم زدن نظم و آرامش فکری مردم جامعه".
دانشجویانی در طراز این مقام شامخ اند که چنین ظرافتهایی را اولا به رسمیت بشناسند و در ثانی بتوانند این تفکرات عالی را هنرمندانه و هوشمندانه اجرا و جاری در متن جامعه کنند.
دانشجویانی که به احدی از آحاد رجال سیاسی و غیرسیاسی نزدیک و دور، اجازه ابزار قراردادن خود را نمی دهند و در حقیقت نقشه ابزاری شدن مردم جامعه و اطرافیان خود را نیز شناسایی و مختل می کنند.
دانشجو اساسا متوجه است و عامل. می فهمد چه اتفاقی دارد می افتد و می داند چگونه باید عمل کرد.
فقط 16 آذر نبود که الگوهای شاخصی را برای"دانشجوی آگاه و تاثیرگذار" بودنمعرفی کرد:
دانشجویانی بودند که با هر مشقتی که بود، پای درسهای اعتقادی و انقلابی اندیشمندان زمان خود نشستند و تفکر خود را برای ایجاد یک انقلاب عظیم در دورانی که کمتر کسی پیش بینی اش را می کرد، شکل دادند و بستر لازم را آماده کردند.
دانشجویانی بودند که دانستند تکلیفشان در برخورد با جاسوسخانه ای آلوده و متعفن چیس و آن هدف را شجاعانه به ثمر رساندند و در ادامه بر روی این هدف درست خود استوار باقی ماندند و منافع نتنوانست آنان را از آرمانهای اولیه اشان منصرف و منحرف کند.
دانشجویانی بودند که گاه تکلیف، کلاس درس خود را به مرزهای جغرافیایی این میهن عزیز منتقل کردند و آینده درخشان دنیایی شان آنها را از وظیفه ارشدشان بازنداشت و مزد این وظیفه شناسی آگاهانه و بیداری خود را با حیات ابدی و شهادت گرفتند.
دانشجویانی بودند که وقتی طمع گرگهای آب از دهان آویزان عرصه جنگ نرم را دیدند، غریبانه و مظلومانه خود را در برابر آماج ناعادلانه ترین زخم زبانها قرار دادند تا در فاصله ای که جامعه متوجه این شبیخون می شود، تا بیداری عمومی و هوشیاری کامل حاصل می شود، آبروی نظام را حراست کنند و نگذارند آسیبی به مملکت امام زمانی برسد.
دانشجویانی هم بودند که بعد از غنی سازی اعتقاد و ایمانشان، وقتی دانستند وظیف اشان حالا شده غنی سازی موادی که عزت آفرینی و استقلال را برای این مرزو بوم در پی دارد، با هر مشقتی که بود فراهم کردند این ارمغان و ره آورد عزت آفرین را ولو به قیمت یتیم شدن فرزندان کوچکشان که نیاز واضح دارند به پدر بالا سر بودنشان!
دانشجویانی هم برخاستند و رفتند در دورافتاده ترین نقاط و کم بهره ترین منطق از امکانات شهری، و با روحیه ای جهادی، شروع کردند به آبادانی مناطقی که محدوده زندگی خوذدشان نبود. چون فهمیدهع بودند کشور و نظام به این آبرو نیاز دارد. درک کرده بودند با این کارشان چه دلهای بزرگی را متوجه انقلاب ارزشمندی می کنند که الگوهای انقلابی ماقبل آنها رقم می زنند. دانسته بودند که این حرکت ایثارگرانه اشان و این نمایش از خود گذشتگی اشان، تاریکی شبهاتی را علیه حقیقت خدشه ناپذیر "مردم دوست بودن و متعلق به مردم بودن انقلاب و حکومت انقلابی" تنویر خواهد کرد و فریبکاران فرصت طلب را خاموش.
دانشجویی در این طراز، ابزار نمی شود! می شود "امید". و این یکی از بزرگترین جوایزیست که می توان به پاس چنین همت و جهدی به یک جوانمرد به نام "دانشجوی آگاه" داد. آنجا که امام جامعه می فرماید:
«دیدار شماها برای امثال بنده حقیقتاً انرژی‌بخش و همچنین امیدبخش است. وقتی انسان چهره‌های جوان و آماده‌ی به کار و مصمّم و با استعداد را مشاهده میکند، امیدی که خدای متعال بحمدالله در دل ما گذاشته و روزبه‌روز این امید بیشتر هم شده بارور میشود. امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ی شماها و همه‌ی جوانان این کشور مشمول هدایت الهی و لطف الهی قرار بگیرند و بتوانند برای آینده‌ی کشورشان و در مرحله‌ی بعد برای آینده‌ی بشریّت مفید باشند؛ ان‌شاءالله.»
بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فرد»  در تاریخ۱۳۹۴/۰۷/۲۲
نویسنده: هادی خادم