شناسه : 22386752


مدعیان اصلاحات به طور معمول هرگاه متکلم وحده باشند، درسایه تریبون‌ها و رسانه‌های فراوانی که در اختیار دارند، واقعیت‌ها را یک‌سویه به نفع خود بزک کرده به خورد مخاطبان می‌دهند....

سایت وبلاگی یزدتو منتشر کرد:

بسیاری از برجستگان مدعی اصلاحات و اعتدال، یدی طولا در عرصه ادعا دارند و تنها با قراردادن آن‌ها در عرصه حسابرسی است که مشت خالی‌شان هویدا می‌شود. مصادیق این واقعیت را می‌توان با کاوشی اجمالی در عملکرد آن‌ها و تطبیق ادعاها و خروجی‌های‌ کاری‌شان به دست آورد.

فراموش نکرده‌ایم که در دوران استقرار دولت موسوم به اصلاحات، چگونه بر طبل شعارهایی پرطمطراق چون «دانستن حق مردم است»، «ایران برای همه ایرانیان»، «تبدیل معاند به مخالف و مخالف به منتقد و ...»، «احترام به مخالف» و ...می‌کوبیدند؛ اما در عرصه عمل، همه آن شعارهای پر زرق و برق را وامی‌نهادند و حتی بدیهی‌ترین اصول اخلاقی را نیز در طمع حفظ قدرت زیر پا می‌گذاشتند.‌

آن‌ها به طور معمول هرگاه متکلم وحده باشند، درسایه تریبون‌ها و رسانه‌های فراوانی که در اختیار دارند، واقعیت‌ها را یک‌سویه به نفع خود بزک کرده به خورد مخاطبان می‌دهند؛ اما آن‌هنگام که به کارزار مناظره و مصداق‌آوری و دقیق‌گویی برده می‌شوند، فاصله‌ فاحش بین ادعاهایشان با واقعیت‌ها و عملکردشان برملا می‌شود و از این رو شگفت نیست که برای رهیدن از پرسش‌های بحق مخاطبان، به هر رطب و یابسی دست یازند تا مانع از برملاشدن واقعیت و به تعبیری بازشدن مشتشان در محضر مخاطبان و عموم مردم شوند.

مناظره حسین شریعتمداری و صادق خرازی که با مستندگویی شریعتمداری و پراکنده‌گویی‌های خرازی و استنکاف وی از مصداق‌آوری و دقیق‌گویی همراه بود، بار دیگر نشان داد که امثال صادق خرازی تنها در عرصه تک‌گویی امکان عرض اندام دارند؛ اما آن‌جا که در برابر شواهد قطعی و استدلال‌های قوی شخص آگاه و کارکشته‌ای چون شریعتمداری قرار می‌گیرند، سخنی برای گفتن ندارند و  از همین روست که درشت‌گویی‌ها و پرخاشگری‌های رخ‌داده‌ در مناظره و موارد مشابه را بایستی بر این اساس مورد ارزیابی قرار داد.

نویسنده: فاطمه فائزی