شناسه : 16607680


« لحظه کوتاهی سکوت مطلق بود. اولین قطرات اشک شوق در چشم‌ها حلقه می زد. تپش قلب‌ها، چهره را دگرگون کرده بود و لبخندی زیبا لب‌ها را از هم باز می‌کرد. شب در نور شادی غرق شده بود. بدنم می‌لرزید و باور آنچه در پیش رو داشتیم، برایمان سخت و مشکل بود. هنوز سکوت بر فضای اتوبوس حاکم بود. برادر سپاهی، بغض در گلو، با اشاره دست، اتوبوس‌های ایرانی را نشان می داد.شوری اشک را که زیر زبانم احساس کردم، صدایم به صلوات بلند شد و عطر صلوات، در اتوبوس پیچید؛ آری ما آزاد شده بودیم! »

وبلاگ عارفانه نوشت :

اینها کلمات پایانی کتابی است با نام «جهنم تکریت» با روایت گری و نویسندگی سرگرد آزاده جناب آقای «مجتبی جعفری» که با همت انقلابی انتشارات سوره مهر در سال 1387 منتشر شده است و اکنون با تغییر جلد به شمارگان 22,500 نسخه ای در چاپ نهم رسیده است.این کتاب، کتاب برگزیده 20 سال ادبیات مقاومت در بخش خاطرات بوده است.

در ابتدا بگویم با توجه به ارزش و اهمیت نوشتن کتاب با موضوع دفاع مقدس، و نیاز به تولید کتاب در شکل ها و موضوعات و انواع مختلف و برای مخاطبان متنوع، با تولید هر کتابی در این زمینه موافق هستم و بسیار لازم می دانم که به خصوص،  همه کتابخانه‌ها این کتاب‌ها را در خود داشته باشند و می‌بایست با نگاه حداکثری از تولید و نگارش این قبیل کتاب ها حمایت نمود.

مهرماه امسال بود که برای مراسمی در کتابفروشی سوره مهر در میدان انقلاب دعوت بودم و بنا به عادت خوب همیشگی! چند کتابی خریدم که یکی از همین کتاب‌ها، کتاب «جهنم تکریت» بود.

در ابتدا بگویم که معتقد هستم در اکثر کتابهای با موضوع دفاع مقدس آنانی که هم راوی دارند و هم نویسنده، موفق تر بوده اند و در انتقال پیام و محتوای خود و هم در ارتباط با خواننده بهتر بوده اند.

تجربه کتابهایی مثل دا، لشگر خوبان، نورالدین پسر ایران و .... از همین قبیل است. از طرف دیگر کتابهایی مثل پایی که جا ماند و من زنده ام علی رغم ویراستاری های گسترده و مکرر، ضعف بازگویی از درون ذهن یک راوی به خوبی دیده می شود.

نکته بعدی نوشتن از جنگی سخت و دردناک و خشن است. روح بخشی به وقایع و مملو سازی از احساسات و انتقال مفاهیم با بارهای عاطفی متناسب، هنری است که نویسندگان، به خصوص زنان نویسنده به آثار دفاع مقدس داده اند.   

این معنی یعنی بهره گیری از نویسنده ای مسلط و آشنا به ادبیات دفاع مقدس در این کتاب دیده نمی‌شود و کتاب از هنر نویسندگی زنان چیره دست و یا مردان زبردستی که روایت های جنگ را جذاب و دقیق بازگو می‌کنند بی نصیب است.

نکته دیگر ادبیات حاکم بر کتاب است. هر خواننده آشنا با ادبیات دفاع مقدس به محض خواندن چند صفحه از کتاب با ادبیاتی جدید و متفاوت از آنچه تا کنون خوانده است روبرو می‌شود.

حس و حال کتاب با کتابهای نوشته شده در زمینه دفاع مقدس اندکی فاصله دارد و حس و حال بین برو بچه های بسیجی در کتاب دیده نمی شود.

با توجه به اینکه نویسنده کتاب جناب آقای جعفری از درجه داران ارتشی است حس و حال ارتش و استفاده از اصطلاحات متدوال در بین نیروهای ارتشی در کتاب به چشم می‌خورد.

مثلا استفاده از واژه «فرماندهان زیر امر» واژه ای است که کمتر در کتابهای دیگر به چشم می خورد.

از نقاط مثبت و قابل توجه کتاب، بازگویی خاطرات روزهای آخر جنگ و در آستانه پذیرش قطعنامه است. در همین زمینه و از دیگر نکات مثبت کتاب تصویر واقعی و به دور از شعار زدگی کتاب است. همه انسانها چه قوی و چه ضعیف و چه معمولی تصویر شده اند و البته نیاز بود پردازش بیشتر و معرفی بهتری از افراد صورت می گرفت.

کتاب با توضیح مختصری از حال و هوای آن موقع جبهه ها که اندکی می توانست بیشتر باشد بلافاصله به موضوع اصلی کتاب یعنی اسارت می پردازد و به اسم خود که جهنم تکریت است وفادار می ماند و مباحث مطول و مفصلی که در برخی از دیگر کتابها از قبیل «پایی که جا ماند»  دیده می شود در آن دیده نمی شود.

ویژگی دیگر کتاب، سپردن روایت داستان کتاب به هم سلولی هاست که چند باری در کتاب اتفاق می‌افتد و هر کسی شرحی از اتفاقات مربوط به خود را بیان می دارد.

در برخی از بخش‌های روایت خاطرات به ناگاه و بدون مقدمه پرش های موضوعی دیده می شود و خواننده تا مدتی نمی داند موضوع چیست و چرا این مطالب بیان می شود.

از کمبودهای کتاب هم می توان به کم حجم بودن بخش آزادی و خلاصی از اسارت اشاره کرد و نپرداختن به موضوعات حاشیه ای و تصویر سازی متناسب با آن و همچنین اتمام یک باره خاطرات به محض ورود به کشور و عدم ورود به موضوعات ابتدای آزادی و ...

بسیار به جا بود که تا 50 – 60 صفحه علاوه بر 218 صفحه کتاب برای ثبت لحظه های آزادی و پس آن اختصاص می یافت.

مطالعه کتاب را برای کسانی که با کتابهای دیگر با موضوع اسارت و آزادگان آشنا هستند مناسب می‌دانم ولی آن را برای همگان و به خصوص نوجوانان توصیه نمی کنم.