شناسه : 2434466


بیست و یکم اسفند ماه که میشود انگار از هوایی دیگر پر میشود ریه هایم حسی غریب و حسی قریب.

وبلاگ روزنوشت نوشت :

تا یادم هست اینگونه بوده اند بیست ویکم اسفندماه ها.

حسی شبیه حسرت. حسی شبیه غربت یا شاید حسی شبیه بغضی کهنه.

بیست و یکم اسفند برادری از ما گرفت

و یا شاید برادرمان را جاودانه کرد.

قسم خورده بودیم پاسبان خونش باشیم.

پیمان بسته بودیم نگاهبان آرمانش باشیم

و هستیم.

جلال عزیز

سالگرد جاودانگی ات مبارک

چهره در هم مکش برادرم اگرکه این روزها بوهای خوبی به مشام نمی رسد.

نگران نباش اگر این روزها کاترین اشتون به کشورمان آمده.

نگران نباش اگر با وطن فروشان خود فروخته که هشت ماه آبروی نظام اسلامی را در کف خیابان ها حراج کردند در سفارت فلان کشور جلسه می گیرند و آروغ حقوق بشر می زنند.

مهم نیست که مسئولین خوش خنده ی وزارت خارجه اظهار بی اطلاعی می کنند

حزب الله همچنان بیدار است.

فقط دردش همین است که این خانم اشتون و رئیس هایش هنوز دستشان به خون تو و صدها هزار مثل تو آغشته است

حالا به دنبال احقاق حق فلانک هتاک به راه افتاده اند.

جبین گره مکن که بر آرمانهایمان پیمان بسته ایم و این پیمان آنقدر مستحکم است که ما را ترسی از توافق ژنو نیست.

حالا می خواهد حق غنی سازی درونش آمده باشد یا نه.

برادر عزیزم

ما همچنان پای آرمانهایمان ایستاده ایم

بگذار گزینه های پوسیده ی روی میزشان را به رخ مان بکشند.

به وقتش ماهم گزینه هایمان را رو خواهیم کرد.

گزینه هایی مثل تو

مثل همت

مثل باکری

مثل کاظمی

مثل متوسلیان

بگذار دوباره فسیل های قلم بدست بی بی سی را به عنوان فرهیختگان مطبوعات کشور معرفی کنند.

با عصاره ی قلم آوینی چه می کنند؟

بگذار در جشنواره هایشان از فیلم هایی تجلیل کنند که چهره ی بسیجی را لجن مال کرده است.

در راه انقلاب لجن مال شدن هم عزت است.

برادر شهیدم

دعا کن سایه ی نایب بر حق خمینی کبیر بر سر این نظام و انقلاب مستدام بماند

این ها تبی بیش نیست.

عمر سی و پنج ساله ی انقلابمان این را به خوبی مسجل کرده است.

راستی

امشب دوباره سال مرگ سرخت را مثل سالهای گذشته بر سر مزارت جشن گرفتیم

و دوباره با آرمانهایت تا سال بعد تجدید پیمان کردیم.

تو هم بودی.

بیست و نهمین سالگرد جاودانگی ات مبارک...


برچسب‌ها: اسفند, جلال