شناسه : 12230433


چند روز بیشتر به نوروز نمانده اما دلم به اندازه یک سال حرف دارد دلم به حال خیلی ها می سوزد که این روزها را دارند خون دل می خورند، خیلی هایی که شب عیدی دل سوخته ی خیلی های دیگرند.

وبلاگ یادداشت های یک شاعر-حرف های یک خبرنگار نوشت :

نگاه کن

چه کارگرانی که شب عیدی از کار بی کارشدند و دارند خجالت زن و فرزند می کشند

چقدر بچه هایی که روز به روز به تعداشان اضافه می شود دارند سر چهارراه کار می کنند و گاهی حتی بر سر یک اسکناس هزار تومانی که خیلی ها برایشان کاغذ باطله ست دعوا راه می اندازند

بوی گرسنگی می آید بوی بغضی از جنس عیدی ..

نوروز دارد از راه می رسد اما هنوز بوی دود در خیلی خانه ها می پیچد و هنوز خیلی ها راه درمان اعتیاد را پیدا نکرده اند چون هنوز حتی دست فروش هایی هستند که گوشه ی خیابان مواد بفروشند

امسال  هم نوروز خیلی ها  دوباره در خانه ی اجاره ای می گذرد که صاحب خانه اش گفته هزینه اجاره اش را قرار است بالاتر ببرد

بوی دست های خالی می آید...

برای خیلی ها کاش نوروز از را نمی رسید تا زخم هایشان دوباره سرباز نکند

اما نوروز امسال هم بوی فاطمه دارد بوی مظلومیت و بوی عطر یاسی که همه ی زمین را فراگرفته و این فرصت خوبی ست برای ترکیدن بغض هایی که به خاطر جشن نوروز پنهانند...

صدای پای نوروز همراه با عطر فاطمیه در راهست...