شناسه : 11523137


هميشه اين جمله بدون شرح براي عكس هايي به كار مي برند كه خودش گويا هست و نيازي به شرح نداره ، حالا من براي اين پست عنوان بدون شرح رو انتخاب كردم! چون هر چي فكر كردم عنوان حرفايي كه ميخوام اينجا بنويسم چيزي به نظرم نيومد! و اما بعد : سلامي گرم بعد از مدتي به نسبت بلند ،‌ هر چند زياد هم سلام و عليك لازم نيست چون مثل قديم ديگه اينجا رفت و آمد نيست...! اين ساعات به روايتي ساعات آخر زندگي كوتاه صديقه طاهره حضرت زهرا سلام الله عليهاست كه تسليت ميگم ، براي تسكين قلب مقدس حضرت صاحب الزمان صلواتي هديه كنيم اللهم صل علي محمد و آل محمدو عجل فرجهم

وبلاگ شهرمن یزد نوشت :

قرار بر اين بود برخي خاطرات اين روزهاي سربازي خودم رو پست كنم كه از سر بي ميلي و نداشتن وقت شايدم حوصله هنوز ميسر نشده ، من بعد از اينكه دوره كد پدافند رو در دانشكده پدافند هوايي شاهين شهر اصفهان دو ماه پشت سر گذاشتم دقيقا در 8 شهريور ترخيص شديم ، كه ميتونم بگم روز خوبي بود دليلش هم اين بود كه واقعا شرايط بدي رو گذرونديم... من و خيلي از هم دوره اي هاي اون دوره اصفهان افتاديم بعضي تهران بعضي ها مناطق مرزي كه اميدوارم هر كجا هستن سلامت باشن ، فكر نميكردم گروه 44 توپخانه قسمت من بشه كه بالاخره شد ،‌ قبلا شنيده بودم جاي خوبيه براي ادامه خدمت ، هنوز درجه مشخص نبود! ميترسيديم همه شايعات كه ميگفتن همه گروهبان ميشم واقعي باشه! كه تا حدودي هم واقعي بود ، 18 آبان رفتم گروه 44 خودمو رو معرفي كردم در حالي كه درجه هنوز مشخص نبود ، حدود 6 روز از استقرار در يگان جايگزيني ( يگان موقتي قبل از تقسيم) گذشته بود از اين همه سرباز ليسانس فقط اسم 5 نفر رو خوندن كه افسر وظيفه ستوان سوم ميشن و بقيه همه از دم گروهبان يكم! شايد براي بعضي ها كه خدمت نرفته اند زياد مفهوم نباشه ولي كسايي كه خدمت كردن ميدونن چقدر بين افسر و درجه دار كه همون گروهبان باشه فرق قائل هستن ،‌چه از نظر نگهباني و چه خوابگاه و مسائل ديگه.... جالب اينجاست يكي از اون 5 نفر من بودم چيزي شبيهه معجزه يود براي من ، همه تيكه مينداختن كه آره پارتي داري فلان داري... ولي خودم ميدونستم كه هيچ كسي رو نداشتم جز دعاي خير مادر و مادربزرگم ،‌هر چند دايي عزيزم يه روز بهم گفت ممكنه دلايلي براي اينكه افسر شدي بوده باشه مثل نمرات يا.. خلاصه به محض اينكه فهميدم افسر شدم وسايلم رو جمع كردم رفتم مهمان سراي گروه ( آسايشگاه افسران) كه از هر لحاظ بهتر بود ، حداقل اين بود كه همه ليسانس و فوق يا دكترا بودن و زندگي مسالمت آميز در جريان بود بر خلاف آسايشگاه سربازان! حالا نوبت تقسيم بين يگان هاي گروه بود ، هر كسي خودشو به در و ديوار ميزد جاي خوب بيفته! من هم از اين قائده خارج نبودم و هر روز يه جايي سرك ميكشيدم تا ببينم كجا بهتره تا همون جا پذيرش بشم ، هر چند زياد فايده نداشت و اصل كار روزي بود كه امير محترم گروه سرتيپ ناصحي براي تقسيم ما تصميم گرفتن ، روزي كه با فرمانده محترم گروه جهت تقسيم ملاقات داشتيم هر كسي هر هنري داشت رو رو ميكرد! من هم از اونجا كه در زمينه نرم افزاري و كامپيوتر تا حدودي وارد بودم به امير گفتم در زمينه تايپ و كامپيوتر ميتونم كار كنم ، اسمم رو نوشتن و قرار شد بررسي بشه.. چند روز بعد هم يعني روز تقسيم ديدم همه رفتن جز من! حدس ميزدم منو براي شعنا ( شعبه عمليات نيروي انساني) خواسته باشن كه همينطور هم شد ، همه هم دوره اي هاي من كه دوره كد پدافند ديده بودن افتادن گردان 351 توپ 23 ميلي متري و من خوشحال هم رسته اداري پرسنلي خوردم، خوشحالي هم داشت. كار من شروع شد و بعد طي كردن مراحل گزينشي و حفاظتي بالاخره مشغول به كار شدم ، هر چند اشتغال من در آجوداني بيش از دو ماه نشد و به خاطر مسائلي ترجيح دادم به گردان ديگري برم كه از لحاظ مرخصي بهتر از گردان قبلي من هستش هر چند كارم اين روزها فوق العاده زياد شده..

خدمت سربازي من الان وارد ماه نهم شده ، به نظرم هم زود گذشت هم دير ولي خوب گذشت  فكر نميكردم اينجوري خدمت كنم ،  آروزي سلامتي دارم براي همه همدوره اي هاي عزيزم كه در شرايط سخت همين الان در مناطق مرزي دارن خدمت ميكنن و ميدونم با پشتكار و تلاش خوب اين روز ها رو طي ميكنن تا ان شالله در اول فروردين 95 به شرط اينكه اضافه خدمت نداشته باشيم ترخيص بشيم

دوران خوبي هم هست ، فكر نميكنم ديگه تكرار شدني هم باشه ، فراغتي كه در لابلاي خدمت هست يا دوستي هاي دوران خدمت بايد قدر دونست ، هر چند خدمت سربازي معايب خاص خودش هم داره ، ولي اين هم وظيفه هست در قبال مملكت و ناموسمون هم نياز فردا خودمون در مسير زندگي شخصي و اجتماعي كه اگر اين كارت پايان خدمت نباشه واقعا مشكل پيدا مي كنيم. پس تا دير نشده خدمت رو زود انجام بديم

به بركت اين سربازي صبح ها قبل از اذان بيدار ميشم و تا نصف شب مشغولم ، سختي هايي كه توي خدمت دارم تحمل ميكنم مطمئن هستم روزي برام فايده داره و كاري به غر غر هاي بعضي ندارم كه ميگن عمر ما داره تلف ميشه ، اينقد وقت هامون رو الكي هدر داديم كه اين 2 سال هم روي اون 20 و چند سال!