شناسه : 10257070
در حاشیه وارونه‌گویی‌های رئیس‌جمهور اسبق


شایسته است آقای خاتمی که خود را «مدافع ارزش‌های نظام و مدافع حرکت در چارچوب قانون اساسی» معرفی می‌کند، توضیح دهد که فتنه 78 و 88 چه نسبتی با ادعای دفاع از ارزش ها و حرکت در چراچوب قانون اساسی دارد؟! آيا در قاموس سیاسی وی، پشت پا زدن به رای بی سابقه 24 میلیونی مردم به محمود احمدی نژاد در سال 88 و نادیده گرفتن فرمایشات رهبری مبنی بر پیگیری اعتراض ها از مجاری قانونی هم حرکت در چارچوب قانون اساسی تلقی می‌شود؟!

سیدمحمد خاتمی در دیدار تعدادی از دانشجویان حامی خود  با اشاره به دوره استالین که می‌گفتند دروغ را باید چنان بزرگ گفت که قابل باور باشد گفته است: دروغ را ممکن است در وهله اول باور کنند اما دروغ خیلی زود معلوم و برملا می‌شود و اعتماد افراد جامعه آسیب می‌بینند.

آقای خاتمی اگرچه به واقعیت برجسته‌ای اشاره کرده؛ اما به این نکته توجه نکرده که مدعیان اصلاح‌طلبی از جمله برترین مصادیق این گفته وی هستند.

مردم ما هنوز از یاد نبرده‌ و نخواهند برد که مدعیان اصلاح‌طلبی و در راس آن ها موسوی و کروبی پس از ناکامی در کسب اعتماد رای دهندگان در انتخابات 88 و شتاب گرفتن محمود احمدی نژاد در این زمینه با اختلاف قریب به 11 میلیون رای، نه‌تنها به آرای مردم تمکین نکردند؛ بلکه در دروغی بزرگ و به تعبیری استالینی، ادعای مضحک «تقلب» را مطرح کردند!

اما همانطور که خاتمی خود به آن تصریح کرده، « دروغ را ممکن است در وهله اول باور کنند اما دروغ خیلی زود معلوم و برملا می‌شود» و در اندک زمانی واقعیت دروغ‌گویی سران فتنه بر دوست و دشمن روشن شد.

خود خاتمی نیز اگرچه پس از صلابت رهبری در پاسداشت رای مردم و موضع‌گیری قاطع در برابر باج‌خواهان فتنه‌گر،و در نتیجه ناکامی فتنه گران در ابطال انتخابات 88، در دیدارهای خصوصی و نشست‌های داخلی اصلاح‌طلبان از ناممکن بودن تقلب سخن گفته بود؛ اما هرگز حاضر نشد تا آشکارا به این واقعیت روشن اشاره کند. به عبارت روشن تر، وی منافع شخصی و جناحی خود را بر مصلحت جامعه اسلامی و ملت مسلمان ترجیح داد.

رئیس بنیاد باران در ادامه سخنان خود گفته است: «بد است که در یک جامعه اسلامی بداخلاقی حاکم باشد به‌ویژه اگر کم‌کم بداخلاقی نهادینه شود» و هیچ‌ اشاره‌ای نکرده که بخش عمده بداخلاقی‌های نهادینه شده در فضای سیاسی جامعه، دستپخت همفکران وی و دیگر کسانی است که خود را به ناحق، «اصلاح‌طلب»! می‌نامند.

کافی است برای نمونه به انبوه اهانت‌های مدعیان اصلا‌ح‌طلبی و رسانه‌های وابسته به آنان به شخصیت‌های انقلابی در سال‌های گذشته مراجعه شود، تا دریابیم که چگونه کسانی زیر بیرق خاتمی و در پوشش فریبنده «اصلاح‌طلبی» به افسادطلبی و دامن زدن به بداخلاقی‌ و نهادینه‌کردن آن همت گماشته بودند.

آقای خاتمی! فراموش کرده‌اید که چه کسانی و با چه صبغه‌هایی در دوران مسؤولیت دولت اصلاحات، آن‌گونه با قلم و بیان خود به شخصیت‌های وارسته‌ای همچون آیت الله مهدوی کنی، آیت‌الله مصباح یزدی، آيت‌الله جنتی و ... و بزرگانی چون سرداران امتحان داده دفاع‌مقدس و سپاه و بسیج و نهادهای انقلابی می‌تاختند و دولتمردان وقت نیز نه‌تنها به راحتی از کنار آن همه افترا و بداخلاقی‌های ناجوانمردانه می‌گذشتند، بلکه در بسیاری از موارد خود آتش تهیه آن‌ها را تدارک می‌دیدند؟!

کسانی که همچنان به تولید و انتشار سخیف‌ترین پیامک‌ها در فضای مجازی درباره شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله جنتی ادامه می‌دهند، زیر بیرق کدام اشخاص سینه می‌زنند؟ آیا جز این است که اینان از سینه‌چاکان آقای خاتمی و موسومان به اصلاح‌طلب هستند؟!

 خاتمی در ادامه سخنان تامل‌برانگیز خود، بدون اشاره به رفتارهای براندازانه برخی از مدعیان اصلاح‌طلبی در سال‌های گذشته و خیانت فتنه‌گران در سال 88 ادعا کرده است: « این ما هستیم که مدافع نظام هستیم؛ ما مدافع ارزش‌های نظام و مدافع حرکت در چارچوب قانون اساسی هستیم و باید با آن طرف هم گفت‌و‌گو کنیم و به این نتیجه برسیم که امنیت کشور را با ایجاد فضای امنیتی نمی‌توان تامین کرد.»

این ادعا در حالی است که رفتارهای مدعیان اصلاح‌طلبی طرفدار سیدمحمد خاتمی در دوران دولت وی، بر ضد نظام اسلامی و آرمان‌های ملی بر کسی پوشیده نیست.

شایسته است آقای خاتمی که خود را «مدافع ارزش‌های نظام و مدافع حرکت در چارچوب قانون اساسی» معرفی می‌کند، توضیح دهد که فتنه 78 و 88 چه نسبتی با ادعای دفاع از ارزش ها و حرکت در چراچوب قانون اساسی دارد؟! آيا در قاموس سیاسی وی، پشت پا زدن به رای بی سابقه 24 میلیونی مردم به محمود احمدی نژاد در سال 88 و نادیده گرفتن  فرمایشات رهبری مبنی بر پیگیری اعتراض ها از مجاری قانونی هم حرکت در چارچوب قانون اساسی تلقی می‌شود؟!

آیا اصرار بر رفتارهای قانون‌شکنانه و جفاهای بی‌شمار در حق نظام و رهبری هم دفاع از ارزش‌های نظام محسوب می‌شود؟!

کوتاه‌سخن این‌که هرچند آقای خاتمی به روال معمول در استخدام واژگان و زیبانمایی درونیات خود، تبحر ویژه‌ای دارد؛ اما نباید این نکته را از یاد ببرد که «دو صد گفته چون نیم‌کردار نیست» و شاید به دلیل همین تناقض‌گویی‌ها و پافشاری بر رویکرد باطل خویش در فتنه 88 بود که حتی در ایام بستری شدن مقام معظم رهبری نیر نتوانست به ملاقات ایشان راه یابد.

نویسنده: فائزه شورکی